سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

ناله های تنهای من

مدتها پیش، زمانی که ضبط ماشینم فقط با نوار کاست آشنا بود، یک نوار ویژه داشتم. نواری که آن را فقط وقتی تنها و تنها و تنها بودم، فقط وقتی مسیرم طولانی بود، فقط در شرایط خاص گوش می کردم. نواری که 60 دقیقه ای بود، دو روی 30 دقیقه ای، و من روی این نوار فقط یک آهنگ را ضبط کرده بودم، یک آهنگ 6 دقیقه ای، 5 بار این طرف، 5 بار آن طرف. از ابتدا آن را می گذاشتم، به آخر یک طرف که می رسید، خودش می رفت از اول آن یکی طرف شروع می شد، و من دقیقه ها گوش می کردم، و من دقیقه ها فکر می کردم، و من دقیقه ها در تنهایی و مسیر طولانی و شرایط خاص گم می شدم.

این آهنگ می توانست در وقت مناسب خودش زندگی ام را تبدیل به صدا کند و از راه گوش هایم برود و خودش را فرو کند در تمام زوایای پنهان افکار و خیالم. اسمش «ناله های تنهای فریگ» است. چه قدر می تواند غمگین باشد؟ وقتی فریگ، الههء بهشت و عشق، به تنهایی زاری می کند و اشکهایش را بی صدا در فضایی پخش می کند که شاید دیگر نه بهشت است و نه اثری از عشق در آن پیدا می شود.

این آهنگ برای من یک رویا و شاید یک کابوس تمام نشدنی ست. آهنگی که پاهایم را به چرخش، دستهایم را به گردش و چشمانم را به بارش دعوت می کند. آهنگی که سالهاست وقتی بی هوا و بی برنامه چندین بار پشت سر هم آن را گوش می کنم، می فهمم حالم بدتر از آن است که فکر می کردم. می فهمم که در درونم دارد اتفاقهای بدی می افتد. می فهمم که دارد چیزهای مهمی در درونم تمام می شود و چیزهای مسخره ای جایش را می گیرد. می فهمم که بیش از حد تنها و تنها و تنها هستم، بیش از حد مسیرم طولانی ست و بیش از حد شرایطم خاص شده است.

پ.ن: واریگ ویکرنس، هنرمند نروژی و مشهور موسیقی متال، وقتی 20 سالش بود، یکی از دوستانش را کشت، سه کلیسا را به آتش کشید و با تمام خشونتی که در درونش نعره می زد، روانهء زندان شد. در زندان یک سینتی سایزر ساده و کوچک به او دادند: واریگ ویکرنس + یک سینتی سایزر ساده و کوچک + مقدار زیادی تنهایی پیچیده و بزرگ + یک ضبط صوت که می توانست آهنگها را روی نوار کاست ضبط کند. ویکرنس تحت عنوان پروژهء تک نفره اش، Burzum، دو آلبوم در زندان ساخت، ضبط و منتشر کرد. دو آلبومی که اگر پتانسیلش را داشته باشید می تواند شما را پشت و رو کند. یکی از این دو آلبوم Hlidskjalf (در اساطیر اسکاندیناوی، به معنی تاخ و تخت خدای خدایان، اودین) است و یکی از آهنگهای این آلبوم Frijôs einsames Trauern (به معنی ناله های تنهای فریگ. در اساطیر یونانی فریگ، الههء بهشت و عشق و همسر اودین بود) همان است که خودتان می دانید. این آهنگ را از ایــنــجــا بشنوید.

About these ads

27 پاسخ به “ناله های تنهای من

  1. blindday فوریه 17, 2012 در 11:19 ب.ظ.

    تكرار هميشه ملال آور نيست!
    گاهي مواقع حس خوبي ميده

  2. monaliza فوریه 18, 2012 در 5:05 ق.ظ.

    آهنگی که با آن شرایط توی آن شرایط ساخته شده باشد.چیزیست که سراب ساز ه کتاب نخوانمارا نویسنده میکند.وگرنه کجا دیدیم که کسی بی که بخواند نویسنده باشد؟هی سراب ساز.کاش دوباره زیرو رو شوی.یک باره دیگر.

    • سراب ساز سودا ستیز فوریه 18, 2012 در 7:46 ب.ظ.

      اینجاست که بابت کتاب نخوان بودنم سرم را به زیر انداخته و عرق شرم روی پیشانی را با آستین پاک می کنم.

      • monaliza فوریه 19, 2012 در 6:34 ق.ظ.

        نه جانم.خیلی باید عقب مانده باشم که هنوز کتاب خواندن را فقط کاغذ ب دست گرفتن بدانم.در واقع قصدم اشاره به شباهت ه استعدادت به آن آقاهه ی تووی زندان بود.

  3. یگانه - خواب‌گریز فوریه 18, 2012 در 12:09 ب.ظ.

    تحریکتان مؤثر واقع شد!

    شاید اگه پیشینه خلق این قطعه رو نمی‌دونستم، اینجوری تأثیر نمی‌ذاشت.
    شایدم می‌ذاشت.
    نه.. اینجوری نمی‌ذاشت.

    حسش تاریکی و تنهایی بود.. برای شب‌های زیر پتو..

  4. ashkan فوریه 18, 2012 در 2:57 ب.ظ.

    سلام
    من یک ایمیل زدم با آدرس ashkan2133 در جیمیل
    ممنون میشم مطالعه کنید

  5. Amir Emad فوریه 18, 2012 در 7:59 ب.ظ.

    سراب عزیز این موزیک بی کلام از پست بسیار زیبایت زیباتر بود ممنون

  6. mandalacircle فوریه 18, 2012 در 9:39 ب.ظ.

    آهنگ زیبایی بود مرسی.
    من آهنگی که مدت ها پیش همچین لحظه هایی باهاش داشته ام نمی تونم گوش بدم، دیوانه م می کنه. تمام درد همه لحظه های گوش دادنشو فشرده می کنه همشو، فشرده عین یه گلوله سربی و شلیک می کنه تو مغزم. تو چطور اینکارو می کنی؟

    • سراب ساز سودا ستیز فوریه 18, 2012 در 11:55 ب.ظ.

      دوام میارم ماندالا، دوام میارم. اینا تخریب کننده نیست، تبدیل کننده یا تسریع کننده س.

    • شهرزاد فوریه 19, 2012 در 12:19 ق.ظ.

      من دقیقا با ایشون موافقم..منم تقریبا نمی تونم اینکارو بکنم مگر اینکه هدفمند باشه مثلا تصمیم گرفته باشم که باهاش مواجه بشم و تا در توان دارم اشک بریزم البته بعدش آروم میشم..ولی درکل یک گارد عجیبی دارم نسبت به این موضوع.

  7. شیدا فوریه 19, 2012 در 10:30 ق.ظ.

    یه همچین داستانی که می گین رو ؛ من با هم با شوپن داشتم … واسم مثل این می مونه که شوپن دعوتم کرده به تنهاییش، برام یه فنجون قهوه هم ربخته و داره باهام حرف می زنه … ساعت ها و روز ها و ماه ها و سال ها … بی وقفه … بی پرده …
    قطعه ای که ازش حرف می زنم :
    Prelude in E minor Op. 28 No. 4

  8. آنوش فوریه 20, 2012 در 12:23 ق.ظ.

    خوبی رفتنم اینه که حداقل ایجا به وبلاگ های دوست داشتنیم دسترسی دارم! چه آهنگ خوبی داشتی برای لحظه های خاص پر از بغضت! لحظه های پر از بغض من توی سکوت می گذره…

  9. مداد گلی فوریه 22, 2012 در 2:05 ق.ظ.

    یک آهنگی است هر بار که گوش می دهم ش برم می دارد می گذارد یک جای خاص. هر بار. یک وقتهایی چهار پنج ساعت دارم همان را گوش می کنم. چهار پنج ساعت دارم توی پارسال زندگی می کنم.

  10. nakedwritings فوریه 22, 2012 در 4:53 ب.ظ.

    نمیدانم نوع هارمونی قطعه است یا تنظیم سازها یا حتی نواخت ضربی و بدون کشش آنهاست که دقیقن حس تنهایی را منتقل می کند.

  11. مادیان وحشی فوریه 24, 2012 در 2:22 ب.ظ.

    من باز اشتباه کردم به اون یکی آی دیم کامنت گذاشتم :))

  12. بازتاب: Suggestions 29 « آ ل ب و م

  13. سیروس مارس 4, 2012 در 7:27 ب.ظ.

    فوق العاده زیبا و اثرگذار. ضمن سپاس از معرفی، تلفظ صحیح نام این بنده خدا:
    واریگ ویکرنس
    لینک تلفظ: http://www.forvo.com/word/varg_vikernes

  14. سینا مارس 4, 2012 در 10:24 ب.ظ.

    (Instrumental)
    A mother mourns the loss of her son. The most wonderful man in the world; light and shining, fair and beautiful as no other man. Light blond hair, wonderful skyblue eyes and a skin so fair it shines! Tall and handsome, strong and brave, perfect in all his being. Now he is dead! Silent. Alone. Watching the lands and others from a window up high in the clouds. Cold of sorrow, exhausted by grief; the very little remaining life is fading away. Too tired to move, too mournful to think of anything else then her dead son. The others are preparing the defense of the town, and her husband has left to find the avenger for the killing. Nobody thinks of her, nobody has any time for her. She is left alone, to mourn the death of her son.

  15. hamidhardrocker مارس 10, 2012 در 12:38 ب.ظ.

    از اون آهنگاست که 1 ماه تو هندز فریم ریپیت میشه و تو تمام زوایای زندگیم تاثیر میزاره از اون آهنگاست که خرابم میکنه از این آهنگ سیاهی میچکه و ترس و غم…

  16. Polika مارس 15, 2012 در 10:20 ب.ظ.

    سلام مرد
    ممنون از لطفت بابت متن و معرفی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 82 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: