سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

قهوة التلوخ

اول آنکه نمی شود همه از قهوه تلخ بگویند و من ساکت بمانم. دوم آنکه بخیل نباشید! یک بنده خدایی یک کاری کرده و مزدش را می برد. هرچند باز هم خودش مزد را نمی برد و تهیه کننده و توزیع کننده حالش را می برند. اما باز هم بخیل و نظر تنگ نباشید. نوش جانشان. اینقدر ببرند که آدمهای بیشتری هوس کنند روی همچین چیزهایی سرمایه گذاری کنند. سوم آنکه چند جایی خواندم و شنیدم که از بیمزگی قهوه تلخ گله می کنند. من می گویم این بیمزگی، اگر باشد، چند دلیل دارد:

1) شما برای هر سه قسمت 2500 تومان و با فرض 90 قسمتی بودن مجموعه 75هزار تومان پول پرداخت خواهید کرد. وقتی پول پرداخت شد، سطح توقع بالا می رود در حد هاو آی مت یور مادر. دیگر قهوه تلخ را با برنامه های مجانی تلویزیون مقایسه نمی کنی و حالا باید مستشارالملک به اندازه چندلر و راس و جوئی بامزه باشد و فخرالملوک در حد و اندازه ریچل و فیبی و مونیکا اهل دل باشد. تا قبل از این جریان آش نذری بود و میزدی بالا و فوقش می گفتی همچین مال هم نبود و آخرش میگفتی اسب پیش کشی که دندانش را مسواک نمی زنند. حالا پول که دادی انگار نشسته ای در یک رستوران مجلل که گوشهء دامن گارسونش لک باشد صدایت در می آید.

2) یک چیز را فراموش نکنید. اکثر ما وقتی مجموعه را می خریم مثل خوره ها هر سه قسمت را در یک یا حداکثر دو روز می بینیم و صبر می کنیم تا یک هفته بعد و بستهء بعد. یعنی اینکه دیگر از آن شبی یک قسمت در ساعت مشخص خبری نیست. آن زمان مردم بخاطر همین نظم در پخش با شخصیتها زندگی می کردند. اما فعلا رابطه برقرار کردن با آنها بخاطر آنکه یک هفته بین قسمتها فاصله میوفتد کمی سخت است. یعنی هنوز بلد نیستیم!

3) این بازیگرها که می بینید همه آخرش هستند! به جان خودم یک جانورهای بامزه و باحالی هستند که باورتان نمی شود. اما بر خلاف تمام کارهای قبلی بخاطر ادبی و قدیمی حرف زدنشان دست و بالشان بسته است. بداهه معنی نمی دهد و آنها دقیقا از روی متن می خوانند تا یک وقت خراب مالی و گند کاری نکنند. تنها کسی که ادبیات قدیمی ندارد همین سیامک انصاری ست که دستش درد نکند خوب هم فی البداهه می آید.

4) فکر کنم این تعداد کاراکتر در تمام سریالهای طنزی که تا کنون دیده ایم، بیشترین باشد. نمی دانم این را بگذارم به حساب قوت یا ضعف. اما در هر حال این هم شاید دلیلی باشد که تعدد افراد سطح توقع را می برد بالا و در عین حال شلوغ بودن ماجرا بیننده را کمی گیج می کند و شخصیتها چندان زمان کافی برای خودنمایی پیدا نمی کنند.

5) هول نزنید !! فقط یک دهم از سریال را دیده ایم! فرصت بدهید. مدیری همیشه پا به پای تلویزیون پیش میرفته و بازتاب نظر مردم را در قسمتهای بعد دخیل می کرده. اینبار این امکان را ندارد. این هم بالاخره یک تجربه جدید است برای مدیری که عادت کرده بود با نظر مردم پیش برود، این بار باید همه اش را خودش حدس میزد.

 

6 پاسخ به “قهوة التلوخ

  1. داشتم از این ورا رد میشدم... اکتبر 15, 2010 در 12:49 ق.ظ.

    من با دلایل شما اصلاً متقاعد نشدم، بیشتر توجیح هستند تا دلیل…

    داستان، تکراری بودن موضوع و شیوه ساخته(بر طبق الگوی برره!)

    داستان اینه که آیا در ایران میشه بدون اذن دولت و نهادهای مربوطه(مثلاً وزارت ارشاد یا…) حرفی زد و چیزی پخش کرد که مطابق میل حاکم نباشه؟ من میگم و معتقدم و سخت معتقدم که نمیشه، اگه چیزی هست(اینجا منظورم مخدرجاته) یا حرفی زده میشه، از فیلترهای خاص خودش رد شده و بنا به مصلحت(با تاکید بخونید) اجازه ورود بین مردم رو پیدا کرده… تخته شدن یه شبه روزنامه هایی رو یادآوری میکنم که بر خلاف مصلحت(آهااا با همین تاکیدی که خوندی درسته..) قلم زدن ، چه سال 78 و چه 88…

    داستان اینه که من و شما واسه همون طنزی که تا پارسال مجانی میدیدیم و 100 البته که حقمون بود که مجانی ببینیم باید پول بدیم(75 هزار تومن!) و آخرش هم به به و چه چه خارج کنیم که ایول چه کشور آزادی… ببین چه خوب داره به دولت گیر میده….

    داستان اینه که من مهران مدیری رو دوست دارم ولی معتقدم خیلی کوچیکتر از اونه که بتونه و بخواد از این حرکتای سیاسی بزنه…

    داستان زیاده…. بگم؟؟؟؟

    • سراب ساز سودا ستیز اکتبر 15, 2010 در 1:44 ق.ظ.

      با این همه حرف و حدیثی که گفتی، من در هیچ جای پستم اصلا اشاره ای به سیاسی بودن یا نبودن این مجموع نکردم!!! کردم ؟؟؟ این بخشش باشه برای شما که از سیاست سر در میاری در نتیجه حرف شما بدون سند و مدرک قبول. این سریال زیر نظر صدا و سیما ساخته شده، اما بخاطر اختلافات مالی و یه کم لج بازی اجازه پخش پیدا نکرده. وگرنه من جایی نشنیدم که به خاطر سیاسی بودنش پخشش نکرده باشن.

  2. دوباره داشتم از این ورا رد میشدم... اکتبر 15, 2010 در 1:23 ق.ظ.

    به به، میبینم که بنده چهارمین کامنت گذارم(البت این پنجمین کامنت میشه من حیث المجموع)، پس کو کامنتای دیگه؟ نمیبینمشون!!!!!!

    شما هم «چاردیواری، اختیاری» ؟؟؟

    امیدوارم یه روزی بیاد که بین وبلاگ نویسامون شهامت این وجود داشته باشه که تو وبلاگاشون تنظیمات رو جوری ست کنن که «نمایش کامنت ها منوط به تایید صاحب بلاگ» نباشه…

    • سراب ساز سودا ستیز اکتبر 15, 2010 در 1:41 ق.ظ.

      عجله نکن! وردپرس بصورت پیشفرض اولین کامنت از هر کس رو با اجازه صاحب بلاگ منتشر میکنه. وقتی برای اولین بار کامنتت تائید بشه از این به بعد آشنا به حساب میای و کامنتهات نیاز به تائید نداره. تو میای انتقاد میکنی، من ِ بلاگ نویس برای تو اینجا رو نمی بندم. برای اونی می بندم که میاد تبلیغ میذاره، فحش میذاره، بی احترامی میکنه و حرف نا مربوط میزنه. همچین فکر نکن چیز خاصی گفتی که من بخوام تائیدش نکنم !!!!!

  3. نيكا اکتبر 16, 2010 در 2:15 ق.ظ.

    من اصلا دوست ندارم ببينمش چون از كارهاي مديري خوشم نمياد
    به نظرم خيلي لوس…

  4. بهزاد مهدی پور اکتبر 17, 2010 در 12:13 ق.ظ.

    تقریبا با تمام توضیحاتی که دادی موافقم. این جور مسائل یه مقداری هم سلیقه ای هست.. یعنی ممکنه من نوعی بگم فوق العاده بود و از خنده روده بر بشم و به همه هم پیشنهاد بدم ببینن. اما یکی بیاد بگه نه. لوس بود و اصلا معیارهای طنز رو نداشت.
    اما نظر شخصی من اینه که مدیری تنها کسیه که در ایران میتونه طنز خوب بسازه… و واقعا ریسک یه همچین کارایی بالاست و کار هر کسی نیست! و به نظرم استقبال خوبی هم شده! ما هم بخیل نیستیم. می بینیم و سعی میکنیم لذت ببریم! در این روزهای خشک و یکنواخت و تکراری! 🙂
    تاریخی بودن اش هم کار جالبیه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: