سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

جایی همین نزدیکی – چراغ قرمز

چراغ قرمز 180 ثانیه را نشان می داد. پشت فرمان BMW Z4 قرمز رنگ، پسر جوانی نشسته بود. برای لحظه ای از ماشین پیاده شد، درب صندوق عقب را باز کرد و کت خاکستری رنگش را در آورد و با نیش باز آن را پوشید. سمت چپش یک زانتیا نوک مدادی با دو سرنشین دختر توقف کرده بود. پسر دوباره سوار ماشینش شد. همان ماشینی که کمپانی BMW آنرا 47هزار یورو (چیزی حدود 70میلیون تومان) می فروشد و وقتی به ایران می رسد می شود 135میلیون تومان. پسر بچه ای اسفند به دست به سمت پسر کت خاکستری آمد. پسر به زانتیا کنار دستش، همان که فقط 28میلیون قیمت دارد، اشاره کرد و با صدای بلند گفت: برای خانمها دود کن یه وقت چشم نخورن خوشگلا. دخترها نیششان تا خط چشمشان باز شد. پسر بچه به سمت شیشه آنها رفت. پسر با دخترها مشغول صحبت شد، چند ثانیه بیشتر نگذشت، موبایلهایشان را در آوردند و شماره رد و بدل کردند. پسرک اسفندی پیش پسر کت خاکستری برگشت. پسر کت خاکستری از سن و سال و خانه و خانواده و درس و مشق و کوفت و زهرمارش سئوال کرد. پسر بچه یک پایش را روی پای دیگرش و دستش را به بدنهء ماشین قرمز رنگ می کشید و آرام جواب سئوالات را می داد. 180 ثانیه تمام و چراغ سبز شد. BMW Z4 مستقیم رفت، زانتیا به چپ پیچید، پسر بچه اسفندی همچنان وسط چهارراه ایستاده بود. نه کسی پولی داد، نه کسی پولی گرفت. کمی اسفند دود شد و هیچکس هم چشم نخورد.

5 پاسخ به “جایی همین نزدیکی – چراغ قرمز

  1. نيكا اکتبر 16, 2010 در 2:12 ق.ظ.

    منم هيچ وقت به بچه هاي سر چهارراه پول نميدم
    فقط ماهي يه بار يا دو ماه يه بار با پول هايي كه واسه صدقه گذاشتم كنار واسشون خوراكي ميخرم و بهشون ميدم…

  2. fanoos دسامبر 30, 2011 در 12:23 ب.ظ.

    دوباره داشتم نوشته های قبلی تون رو میخوندم این یکی رو که دیدم تا چند لحظه ماتم برده بود. من این پسر بی.ام.و سوار رو،، نمی گم میشناسم چون شناخت آدمها چیزی نیست که بشه راحت ادعا کرد اما اونقدری ازش میدونم که اهل شماره دادن به دخترا اونم وسط خیابون نیست. خواستم بدونم برای این نوشته چقدر از تخیل نویسندگی تون استفاده کردید؟

    • سراب ساز سودا ستیز دسامبر 30, 2011 در 4:28 ب.ظ.

      نوشته هایی با عنوان «جایی همین نزدیکی» کمترین دخل و تصرف رو تو متن داستان داره. احتمالا یا داریم در مورد دو آدم متفاوت صحبت میکنیم، یا شما ایشون رو درست نمیشناسین.

    • ppp ژانویه 28, 2012 در 4:52 ق.ظ.

      تخیل که نه ایشون احتمالا توهم زدن.z4 قرمر فقط یکی هست و اونم اهل این خزبازیا تو خیابون نیست چون نیازی به این کارا نداره

      • سراب ساز سودا ستیز ژانویه 28, 2012 در 9:55 ب.ظ.

        جناب پی پی پی، خیر. من نه تخیل بکار بردم و نه توهم زدم. به گمانم من میتونم به اون چیزی که دیدم بیشتر اطمینان کنم تا شما به محاسباتتون از تعداد z4 های قرمز توی ایران.
        پ.ن: برفرض هم که تخیل، داستان (هرچند که تاکید میکنم عین دیده ام پشت چراغ قرمز پل مدیریت بود) اینکه توی یه داستان یه قاچاقچی سوار کادیلاک زرد رنگ بشه، پس فردا باید هرکی کادیلاک زرد داره بیاد نویسنده رو متهم به «توهم» بکنه؟؟ واقعا مودبانه مطرح کردن یه موضوع اینقدر سخته؟؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: