سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

جایی همین نزدیکی – درمانگاه

نگهبان درمانگاه با فریاد از مسئول باجه سئوال می کند: «اون فیلمه اسمش چی بود؟ چی چی اوف ؟ کسوف یا خسوف ؟؟»  مسئول باجه که سرش خلوت است از جایش بلند می شود و قدم زنان به سمت نگهبان می آید و می گوید: «کسوف! گفتم ده بار که! کسوف!»  بعد هم می رود و نزدیک نگهبان می ایستد و آرام در گوشش چیزی می گوید و هر دو می زنند زیر خنده.

در باز می شود جوانکی آفتاب سوخته، قد کوتاه با لباسی رنگ و رو رفته، بیشتر شبیه کارگرها، وارد می شود و روی یکی از صندلی ها می نشیند. مسئول باجه با صدای بلند سلام می کند اما جوانک معلوم نیست حواسش کجاست،  نشسته و به زمین خیره شده است. مسئول باجه یکی دو بار دیگر سلام می کند،  اما جوابی نمی گیرد. اینطور که معلوم اسم اهالی درمانگاه جوانک را می شناسند. مسئول باجه می آید نزدیک جوانک می ایستد و با صدای بلند، طوری که هم چند پرستاری که آنجا هستند صدایش را بشنوند، هم نگهبانان و باقی مسئولین باجه ها، «این مایه دارا ما فقیر فقرا رو تحویل نمی گیرن. هی ما میگیم سلام، این هی کلاس میذاره برامون» جوانک لبخند تلخی می زند و آرام سلام می دهد. نگهبان در همان وضعیت نشسته دنبالهء حرف مسئول باجه را می گیرد: «بابا این آقا صالح خیلی باحاله! هفته پیش رفت یه چیز گرفت من 500 نداشتم، بهش کمتر دادم، گفتم باشه طلبت. خفه کرد منو تا اون رو پس گرفت! دیروز رفته بودم توالت اومده بود دنبالم می گشت که 500 رو بگیره» همه می زنند زیر خنده. جوانک با همان لبخند تلخ نگاهشان می کند و چیزی نمی گوید. مسئول باجه ادامه می دهد: «خب اگه این کارا رو نکنه دیگه مایه دار نیست که! اونوقت مجبور میشه جواب سلام هم بده» خنده ها ادامه می یابد و جوانک هم با همان لبخند تلخ نگاهشان می کند.

تلویزیون درمانگاه برنامه آشپزی پخش می کند. یکی از پرستارها می گوید: «این همون مخلوط کنی هست که می گفتم» همه سرها به سمت تلویزیون می چرخد و با هم مشغول بحث بر سر انواع مخلوط کن می شوند. جوانک همانطور که آرام آمده بود از جایش بلند و از در خارج می شود. هیچ کس هم متوجه نمی شود که چرا حواسش نبود، چرا لبخندش تلخ بود، چرا آمده بود و چرا بی هیچ صحبتی رفت.

1 پاسخ به “جایی همین نزدیکی – درمانگاه

  1. بهزاد مهدی پور اکتبر 17, 2010 در 12:01 ق.ظ.

    لبخندهای تلخی که بیشتر اوقات همراه ما هست… اصولا اکثریت مردم خیلی چیزها رو نمی بینند و نمی فهمند. تبریک میگم. خوب مینویسی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: