سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

دسته سازی 9

آدمها دو دسته اند:

1) آنهایی که خود را با آدمهای اطرافشان هماهنگ می کنند.
2) آنهایی که سعی می کنند هماهنگی را تا دسته در آدمهای اطرافشان فرو کنند!

من سعی می کنم از دستهء اول باشم. لطف کن و از دستهء دوم نباش!

18 پاسخ به “دسته سازی 9

  1. میرزا آدم جان نوامبر 16, 2010 در 10:41 ق.ظ.

    گاهی آدم هرجوری نگاه می‌کند می‌بیند که آدم‌ها هرچند دسته و با هر کیفیتی که دیدی باشند، قسمت خودش اغلب آن «دسته خرابه» است.

    اصلاً این را به نیت شما نوشته بودم، به جان آدم.
    http://mirzaadamjan.blogspot.com/2010/11/135.html

  2. خــآتون خــآموش نوامبر 16, 2010 در 11:54 ق.ظ.

    ای خدا از دست ادمهای دسته دوم ..یکی بهشون گه بابا از ما بکش بیرون خوووو.

  3. فعلا بی نام نوامبر 16, 2010 در 1:40 ب.ظ.

    همش دوست دارم هماهنگ باشیم…مث راز داری می مونه مثلا به همه بگیم رفتیم اونجا به جای اینکه بگیم رفتیم اینجا…با هم هماهنگ باشیم…تا با همه نا هماهنگ شیم.( خیلی خب الان آب می خورم و گورم و گم می کنم)

  4. Layla نوامبر 16, 2010 در 1:47 ب.ظ.

    من عاشق این دسته سازی‌ت هستم سراب ساز…

  5. Shahab نوامبر 16, 2010 در 3:35 ب.ظ.

    داره کم کمک این دسته سازیت پا می گیره ها !😀

  6. آذین نوامبر 16, 2010 در 3:39 ب.ظ.

    من هرچی فکر میکنم میبینم یه دسته ی سومی هم هستند که نه خودشون رو بابقیه هماهنگ میکنند نه لزومی میبینند که سایرین حتما باهاشون هماهنگ باشن! فکر کنم یه دسته کمه اینجا جدا!

    • سراب ساز سودا ستیز نوامبر 16, 2010 در 4:24 ب.ظ.

      احتمالش هست. شاید بهتر بود اولش می نوشتم » آدمهای غیر منزوی و اجتماعی که با انسانهای دیگر تعامل و تداخل دارند به دو دسته تقسیم می شوند » . آدمهایی که نه لزومی به هماهنگ شدن با آدمهای زندگیشون دارن و نه قبول دارن که آدمها با اونا هماهنگ بشن، قاعدتا یا تنها هستن و یا روابط پر از مشکلی دارن. خیلی ساده ست. کسی با پدرش (بعنوان مثال) مشکل داره، یا باید بپذیره و طوری رفتار کنه (حتی به ظاهر) که دچار مشکل نشه، یا سعی می کنه به هر زوری که شده تفکر پدرش رو نسبت به مسئلهء مورد بحث تغییر بده. آدمی که نه قبول میکنه و نه سعی، یا پدر نداره، یا تمام مدت در حال دعوا و بحث و کتک کاری و کش مکش و جار و جنجال با پدرش هست. همین رو میشه بسط داد به تمام روابط. مخصوصا رابطه بین دختر و پسر.

  7. آذین نوامبر 16, 2010 در 6:13 ب.ظ.

    خیلی زود قضاوت می کنید و برچسب میزنید و پیش داوری میکنید من از این طرز فکر میترسم از اینکه از روی یک اظهار نظر سریعا در مورد شخصیت افراد و روابطشون تصمیم گیری کنید .
    از دسته سازی و برچسب زدن و همه چیز رو سیاه و سفید دیدن میترسم.

    • سراب ساز سودا ستیز نوامبر 16, 2010 در 9:56 ب.ظ.

      برچسب؟ به کی؟ پیش داوری؟ در چه موردی؟ شما یه دسته سومی اضافه کردین و من نظرم رو در مورد اون دسته سوم دادم. این پیش داوری نیست. این شناخت من از این آدمهاست. ممکنه شناخت من اشتباه باشه، اما اسمش پیش داوری نیست. من هم با این آدمها بارها و بارها برخورد کردم و نسبت بهشون غریبه نیستم. در مورد سیاه و سفید دیدن با شما موافق هستم. اما هدف من چیز دیگه ای هست. من فقط قصد دارم با اگزجره کردن، غلو کردن، آگران دیسمان کردن، منظورم رو برسونم. همون اتفاقی که توی کاریکاتور یا سینما میوفته. هدف من برچسب زدن نیست. معمولا هم واکنشها نشون میده که منظور رو میتونه برسونه. اگه این یکی موفق نشده، ضعف نگارش من هست. میتونم بعدا منظورم رو براتون توضیح بدم.

      • آذین نوامبر 17, 2010 در 10:17 ق.ظ.

        خب با توجه به مثال های اگزجره ای که گذاشتین گمانم از اول هم برداشت من از عمق و گستردگی هماهنگی با اونچه مورد نظر شما بود متفاوت بود که از بد برداشت کردن من بوده نه ضعف نگارش شما

  8. navat نوامبر 16, 2010 در 7:40 ب.ظ.

    چطوری ارسطوی من؟ هنوز هم داری آدما رو دسته بندی می کنی؟:) من اگرچه خودم زیاد حال نمی کنم با اینکه یکی بچینتم توی این طبقه یا دسته اما بهت حق میدم در تلاش باشی تا این توده ی بی شکلِ خطرناک رو بشناسی و شخصیت و فردیت و هویتی بِدی و اینجوری خودتو در مقابلشون ایمیون کنی. یادم نیست از کی و کجا خوندم ولی باهاش موافقم که بعضی وقتا هماهنگی با بقیه نتیجه ای جز آشفتگی نداره! باید با خودِ خودمون در هماهنگی و هارمونی باشیم!

    • سراب ساز سودا ستیز نوامبر 16, 2010 در 10:05 ب.ظ.

      خب اینطور که معلومه این پست نتونسته منظورش رو برسونه. شاید علتش بخاطر اینه که مخاطب خاص داره و برای همین خیلی تلاش نکرده موضوع رو باز کنه. هرچند توی جوابی که ساعت 4:24 برای خانم آذین نوشتم توضیح دادم، منظورم از هماهنگی، مطابقت نیست. منظور این هست که وقتی شما در یک سیستم (در اینجا یک رابطهء دونفره) قرار دارین به همون اندازه که میتونین تاثیر بذارین باید تاثیر هم بپذیرین. اجازه بدین یه مثال خیلی خیلی اگزجره بزنم تا منظورم رو کامل برسونه. فرض کنین من عادت و باور دارم که با دوستان دخترم موقع برخورد روبوسی کنم. اما ممکنه من یه دوست مذهبی (به هر دلیلی) داشته باشم که حتی از دست دادن با من خودداری میکنه. اینجاست که من باید خودم رو با اون هماهنگ کنم و این رو بپذیرم. چون من نمیتونم به تمام آدمهایی که میان توی زندگیم بگم که چون من عادت دارم همه رو بغل می کنم، شما رو هم بغل می کنم!. حالا برگردیم سر اون چیزی باید باشه. این واضح و مبرهن هست که نه حالت 1 درسته و نه حالت 2 !! حالت حد وسط این دوتا درسته ! این چیزی نیست که لازم باشه آدم توی همچین پستی بهش اشاره کنه (الان هم نمیدونم چرا دارم بهش اشاره میکنم!) اگه تو از من میخوام هفته ای 3 یار من رو ببینی ، و من میگم هفته ای 1 بار می تونم ، نهایتش اینه که سر 2 به توافق برسیم (بابت احمقانه بودن مثال پوزش می خواهم).

  9. مهتا نوامبر 16, 2010 در 10:33 ب.ظ.

    عارضم كه كامنت شما ساندويچ دونون بود با سه سيخ گوجه كبابي. شام عالي سرويس عالي :))

  10. نيكا نوامبر 19, 2010 در 10:48 ب.ظ.

    عجب دسته بندي عجيب غريبي!!!

  11. الناز نوامبر 20, 2010 در 8:45 ب.ظ.

    دسته سومی هم هستن از زور هماهنگ کردن خودشون بابقیه . به همه راه میدن که تا یه جاییشون فرو برن . آخه آدم باید به دیگران این همه رو بده ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: