سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

خلا + قی + ت

اصولا بچگی جدا از خریت، خیلی هم کنجکاوی با خودش دارد. حالا می خواهد جوجه کلاغ باشد یا کره بز، یا همین آدمیزاد، فرقی نمی کند. بچه اصولا کنجکاو است و هر چیزی که می بیند یک سئوالی از یک جایش می کشد بیرون و تو را کچل می کند تا جوابش را بگیرد. کودکی ِ من، اما، کمی متفاوت بود. البته من هم پر از سئوالهای ریز و درشت بودم،  ولی فرق ماجرا در آن بود که من هیچوقت هیچ سئوالی از کسی نمی پرسیدم، بلکه ترجیح می دادم جواب تمام سئوالات را خودم اختراع و ابداع و کشف کنم. حالا اینکه چه فکری می کردم که اینقدر احمق بودم را دقیقا یادم نیست. اتفاقا پدر و مادرم هم بنده های خدا بیش از حد حوصله ور زدنهای من را داشتن تا جایی که یک قفسه فقط نوار کاست ضبط شدهء زرت و زورتهای من از آن دوران باقی مانده است.

مثلا، وقتی سوار ماشین می شدیم، می گفتند دستت را بیرون نکن! خب این خیلی طبیعی ست که به بچه بگویی از شیشه ماشین آویزان نشو، اما من دلیلش را نمی دانستم. فکر می کردم که منظورشان این است که ممکن است راننده ماشین کناری دزد باشد، دست من را بگیرد و بکشد و با خودش ببرد و من گم و گور شوم. برای همین هر موقع نزدیک یه ماشین می شدیم، با دقت به قیافه راننده نگاه می کردم، اگر مهربان بود تا کمر از ماشین خم می شدم. آنوقت پدرم می گفت بیا تو بچه! آویزون نشو! خطرناکه! بعد می گرفتم ساکت می نشستم و با خودم می گفتم حتما این آقاهه یک جای کارش می لنگد که من نمی فهمم! حتما پدرم این آقاهه را می شناسد! البته این قضیه وقتی راننده ها خانم بودند حساس تر می شد! چون هنوز نمی توانستم باور کنم که ممکن است خانمها هم دزد باشند!!!.

یا مثلا، وقتی صبح بیدار می شدم دماغم پر از آشغال بود و حتما باید فین می کردم! بعد با خودم فکر می کردم که شب از روی سقف چه کوفتی روی صورت من می ریزد و یا کدام جانوری می آید و می ریند توی دماغم که من نمی فهمم؟؟ آنوقت شب موقع خواب کونم را می کردم به سقف و کله ام را فرو می بردم تو بالشت که مثلا از این اتفاق جلوگیری کنم. حتی خودم را به خواب می زدم و یک دفعه بر می گشتم سقف را نگاه می کردم که هر چیزی که هست پشمش بریزد! اما صبح دوباره دماغم فین لازم بود. عصبانی می شدم که باز خوابم برده و توی خواب چرخیده ام و دماغم دوباره رو به سقف شده است.

آدم نشده ام… تازه پیشرفت هم کرده ام! حالا سئوال که مثل آدم نمی پرسم هیچ، برای هر سئوالی هم که پرسیده می شود جوابی از یکی از سوراخهایم در می آورم و دو دستی می گذارم در کاسهء آن بنده خدا.هنوز هم برای هر چیزی تحلیلی می پزم و تا دلتان بخواهد می توانم زر مفت بزنم که دو زار هم ارزش ندارد (این را من نمی گویم! شنونده بعضی وقتها می فهماند!) چنان آسمان و ریسمان را به هم می بافم و چنان قشنگ ادای آدمهای فهمیده را در می آورم که حتی خودم هم بعضی مواقع باورم می شود که نکند امری از غیب بر من مشتبه شده و خودم هنوز بی خبرم! خلاصه آنکه یک وقتهایی می بینید خیلی پرت و پلا هستم، مراعاتم را بکنید و کمتر به رویم بیاورید. قربان پر و پاچه تان.

14 پاسخ به “خلا + قی + ت

  1. Juno نوامبر 18, 2010 در 12:19 ق.ظ.

    جدن برای هر سوالی یه جوابی داری؟ الان ذهنم حضور نداره بعدا یه لیست از سوالاتم ردیف می کنم که ازت بپرسم، کم کم.

    پی.اس: خال طرات؟ :-))

  2. خــــــآتون خـــــــآموش نوامبر 18, 2010 در 10:15 ق.ظ.

    ای انیشتن ای افلاطون ای سقراط ای بقراط ای ابوعلی سینا ای فیثاغورث ای معادله 6 مجهولی ..ای همه چی دان ای گوگل زنده🙂

  3. شیر آب نوامبر 18, 2010 در 11:53 ق.ظ.

    یعنی شما واقعا خیلی حرف می زنید…منظورتون اینه که واسه هر چیزی 20 مین توضیح میدین…یعنی آدم تا نگه غلط کردم بی خیالش نمی شین…اونوقت این وسط دلتان هم گاهی می شکند یا…راستی این بچه+ گی+ اتان چقدر «الهی لپت را بکشم»بوده.

  4. ليدا نوامبر 18, 2010 در 7:26 ب.ظ.

    منم وقتي بچه بودم سوال نميپرسيدم اما كارهاي تورو هم نميكردم.به جاش الان تا دلت بخواد سوال ميپرسم.هر چي بهم بگن اولش يه چرا ميذارم تحويل خودشون ميدم.تازه يه مدتي هم هست كه خوب ياد گرفتم چه جوري از جواب دادن در برم.

  5. روزهای روشن نوامبر 18, 2010 در 10:13 ب.ظ.

    کار خوبي مي کني سوال پرسيدن هم بعضي وقتا دردسر ساز مي شه🙂

  6. نيكا نوامبر 19, 2010 در 10:44 ب.ظ.

    مردم از خنده خيلي خيلي بامزه بود…

  7. نيكا نوامبر 20, 2010 در 9:15 ب.ظ.

    😀
    راستش پست ها تو از تو گودر ميخونم بعد يه دفعه ميام واسه همشون نظر ميزارم…

  8. فراچی نوامبر 22, 2010 در 12:06 ق.ظ.

    man bache k boodam b marateb kamtar az hala khariat mikardam,,,!!!!!!!!!
    unam khariat az noe agahane!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  9. بازتاب: خاله اَشی | سراب ساز سودا ستیز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: