سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

قانون قانونه، زمینا تر میشه

اصولا نه اینکه علاقهء ویژه ای به دنده عوض کردن و فرمان به دست گرفتن و لگد بر سر گاز و کلاچ کوبیدن داشته باشم. این تصور را هم نکنید که جد و آبادم راننده و شوفر بوده اند و من به فرمان آنها فرمان به دست گرفته ام. خیر، اصلا هم اینطور نیست. اما آخرین باری که درست و حسابی سوار تاکسی و اتوبوس شده ام به بیش از یک دهه قبل بر می گردد (چند دفعهء معدودی که مجبور به اینکار شده ام را نادیده بگیرید). همان زمان هم وقتی ماشینم خراب می شد، نه دانشگاه می رفتم، نه به سر قرارهایم می رفتم. تمام برنامه هایم را کنسل می کردم و ماشین را می بردم سر کوچه که یک مکانیکی درب و داغان داشت و تا زمان بهبودی ماشین از خانه تکان نمی خوردم. تازه آن مکانیک محترم از آن موجودات خوش انصافی بود که اگر ماشین بنزین تمام می کرد، کل باک را دور می انداخت و اگر آینه بغلش کثیف می شد مجبور می شدی آینه را با درب خودرو یکجا عوض کنی. اما خب چون فقط جایش نزدیک بود، اولین و آخرین گزینهء انتخابی من بحساب می آمد. اصولا این را می خواهم بگویم که اگر یک عدد بقالی سر کوچهء ورود ممنوع باشد و بتوانی مثل آدم 5 دقیقه ای پیاده بروی و سیگار بخری و برگردی، من ترجیح می دهم نیم ساعت بروم دور بزنم و در ترافیک بمانم و کونم از چند جهت پاره شود، اما با ماشین بروم. خیال هم نکنید در تاکسی چاقو پس یقه ام گذاشته اند یا در اتوبوس انگشتم کرده اند، خیر! دلم می خواهد داخل ماشین خودم با سیگار خودم و فرمان هم در دست خودم اینور و آنور بروم. فرمان زندگی ما که دستمان نیست اینطور که معلوم است، حداقل فرمان این لعنتی در دست ما بچرخد.

این همه زرت و زورت کردم که به این جا برسم که با تمام این اوصاف بنده امروز ماشینم را که پلاک فرد است از پارکینگ بیرون نیاوردم و راه های دیگری را برای رسیدن به محل کار انتخاب کردم. بعد خوشحال از رعایت قانونی که چند دقیقه قبل از خواب از آن با خبر شده ام، آمده ام می بینم زن و مرد و پیر و جوان و چاق و لاغر و دراز و کوتاه و کور و کچل و هر کسی که هست و نیست، ماشین پلاک فردش را آورده درون خیابان و دست در دست پلاک زوجها با هم سالسا می رقصد لعنتیها، پلیس هم آنجا ایستاده و تشویقشان می کند.

اینکه زوج و فرد کردن تمام شهر راه حل عاقلانه ای است یا نه، اینکه چه لطمه ای ممکن است به شهر بخورد اگر ماشینها نصف شوند، اینکه چقدر حمل و نقل عمومی پاسخگوی نیاز مسافرتهای درون شهری مردم است، اینکه آدمها مجبور می شوند برنامه ریزی روزانه شان را تغییر دهند، همه اینها به جهنم. اینجا فقط برای چندمین بار به یک اصل می رسیم:

((قانون، به هر دلیلی و با هر شکلی، وضع می شود. مردم قانون را به تخم یا تخمدان یا هر قسمت دیگر از بدنشان که خودشان می دانند حواله می کنند. مجری ِ قانون سرش شلوغ است و به کارهای دیگری می رسد، پس به روی خودش نمی آورد و آنرا نادیده می گیرد. قانونگذار خسته است طفلکی، پس قانونی که گذاشته را فراموش می کند. سیستم کمی و فقط کمی دچار هرج و مرج می شود. اما به سرعت به حالت پایدار قبلی خود می رسد و در نهایت هیچ اتفاقی نمیوفتد. مشکل اولیه هم مشمول مرور زمان می شود، یعنی یا خودش خود به خود حل می شود یا سیستم به آن عادت می کنند و با آن کنار می آید))

12 پاسخ به “قانون قانونه، زمینا تر میشه

  1. خــآتون خــآموش نوامبر 29, 2010 در 10:08 ب.ظ.

    پس باید بگم خوش به حال من که در این شهر فسقلی مجبور نیستم برای رفتن به سر کار یا خانه از مینی بوس و اینجور چیزها استفاده کنم می توان کمی قدم بزنم و به خانه یا محل کار یا هر قبرستان دیگری برسم و شاید اگر خیلی زور بهم بیاید سوار تاکسی بشوم و زودی برسم به مقصد …شاهد اینجور چیزها هم نباشم و حرص هم نخورم …
    قانون را کی داده کی گرفته قربان ؟؟؟

  2. طناز نوامبر 30, 2010 در 12:43 ق.ظ.

    ماجرايي هست اين
    بخوام بگم برات يه پست مي شه!!!!!!!!
    در يه جمله كه ما خودخواهيم

  3. مرثا نوامبر 30, 2010 در 10:29 ق.ظ.

    بابا مردم گاااااااااااااااااااااااااون. ببخشیدا. هر کس مخالفه می تونه خودش رو مستثنی کنه. اما بقیه گااااااااااااون. همین…

  4. nasim نوامبر 30, 2010 در 11:32 ق.ظ.

    دلم می خواهد داخل ماشین خودم با سیگار خودم و فرمان هم در دست خودم اینور و آنور بروم. فرمان زندگی ما که دستمان نیست اینطور که معلوم است، حداقل فرمان این لعنتی در دست ما بچرخد.

    من این یه جمله رو بسی پسندیدم

  5. nasim نوامبر 30, 2010 در 11:32 ق.ظ.

    دوست اش دارم یعنی؛ جمله رو عرض می کنم

  6. من داستانم را جز تو برای کسی نگفته‌ام نوامبر 30, 2010 در 12:43 ب.ظ.

    ما که اصولا به تخمک حواله می کنیم. ولی به عنوان یک مهندس کنترل باید عرض کنم که کلا با اینکه سیستم رو به امان خدا ول کنیم تا خودش پایدار شه اصلا موافق نیستم. ما این همه زور می زنیم 144 واحد انواع کنترل کلاسیک و مدرن و خطی و غیر خطی و دیجیتال و صنعتی و غیره پاس می کنیم و طراحی انواع کنترل‌کننده برای هر سیستمی رو یاد می گیریم که شما آخرش بگی ول کن سیستم خودش پایدار میشه؟؟!!
    نه خیر! من خودم پایدارش می کنم، هر وقت که بخوام، با هر سرعتی که بخوام و با هر میزان خطای ماندگار و اورشوت و از این حرفها که شما بخوای.

  7. queentheodora نوامبر 30, 2010 در 4:49 ب.ظ.

    شما کار بس پسندیده ای کردید
    تک تک ما باااااااااااید به دیگران کاری نداشته باشیم و اصلاح و احترام به قانون را از خودمان شروع کنیم
    ادامه بدهید به این نحترم شمردن قانون
    دل سرد نشوید ای کسانی که یک روز در میان از اتومبیل شخصیتان استفاده می کنید
    که پاداش شما همی سرقفلی فرمان زندگیان خواهد بود
    ; )

  8. alifarmani نوامبر 30, 2010 در 10:05 ب.ظ.

    سلام
    خاتون خاموش راست میگه کی داده کی گرفته قانون رو می گم….
    اها… اومدم اینو بگم که اقا جان چرا میزنی !!! اندکی صبر و حوصله هم خوب است بخدا … بیا برو تو این یلدا رو بخونhttp://www.parsiblog.com

  9. alifarmani نوامبر 30, 2010 در 10:06 ب.ظ.

    وای ببخشید ادرس و اشتباه دادم این مردم برا ادم که اعصاب نمی ذارن ….
    بیا این ادرس برو بخونhttp://vasleyenahamgon.parsiblog.com/

  10. ليدا دسامبر 3, 2010 در 11:31 ق.ظ.

    دلم می خواهد داخل ماشین خودم با سیگار خودم و فرمان هم در دست خودم اینور و آنور بروم. فرمان زندگی ما که دستمان نیست اینطور که معلوم است، حداقل فرمان این لعنتی در دست ما بچرخد.
    از اين جمله ات خيلي خوشم اومد. من رانندگي رو خيلي دوست دارم.مثلا وقتي اعصابم بهم ريخته يا دلم گرفته پشت فرمون ميشينم و يه اهنگ باحال هم ميزارم و…………….
    خوشبختانه هم از اين قانون ها تو شهر ما وجود نداره.دفعه بعد كه رفتم حتما جا تو خالي ميكنم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: