سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

ابعادت رو بخورم

– ببینم، تو چند سالته؟
+ مگه می خوای سگ بخری؟؟؟
– نه بابا، همینطوری پرسیدم. راستی، چند کیلو هستی؟
+ نگاه کن! انگار داره با گونی پیاز حرف میزنه!!
– چرا مزخرف میگی؟ فقط می خواستم بدونم. خب قدت چقدره؟
+ حتما می خوای برام کفن بدوزی!!!
– نه!! می خوام یه چوب وردارم بکنم تو دهنت از ماتحتت بزنه بیرون، گفتم یه وقت کم نیاد! گوسالهء نفهم!

11 پاسخ به “ابعادت رو بخورم

  1. فرناز دسامبر 1, 2010 در 6:30 ب.ظ.

    وقتی به جای عقیده و دیدگاه طرف مقابل میای و ازین سوال ها می پرسی همین جواب ها رو میگیری دیگه !

  2. خــآتون خــآموش دسامبر 1, 2010 در 9:54 ب.ظ.

    بخاطر همین سوالها ست که هیچوقت دیگه با غریبه ها چت نمی کنم ..به نظرم سوالهای مسخره ای میاد بخصوص همون قسمت وزنش … بخ نظرم برای باز کردن سر صحبت حرفهای خیلی بهتری هست و موضوعات خیلی جالب تر چه اهمیتی داره اونی که داری باهاش چت میکنی قدش چقدر باشه یا وزنش …حتی اگه قصد دوستی هم باهاش داشته باشی بازم پرسیدن این سوالا خیلی جالب نیست …نمیدونم این نظر منه البته ….

    من عاشق اون آل استارتم یعنی من کلا عاشق آل استارم ..داری وسوسه ام میکنی منم یه عکس از آل استارم بگیرم بذارم سر در وبلاگم هااا…:)

  3. خــآتون خــآموش دسامبر 2, 2010 در 12:08 ق.ظ.

    دم ایشون گرم که هوای بنده رو داشتن ایضا دم شما هم …

  4. سحر دسامبر 2, 2010 در 12:56 ق.ظ.

    چ جوابای خوبی گرفت
    با این سوالای چرتشون…

  5. navat دسامبر 2, 2010 در 12:08 ب.ظ.

    :))))
    راستی بند اون کفشاتم ببند دور مچ پات! اینجوری که تو داری تند میری می ترسم یه روز بپیچن به پاتو بیفتی!:) مراقب خودت باش! -ناوات (آجی ناوات)

  6. navat دسامبر 3, 2010 در 4:03 ب.ظ.

    با این برادر برادر کردن هایت می ترسم همین امروزو فردا چالم کنی! نه دروغ گفتم! اینطور گفتم تا مگر چالم کنی! انگار این روزها نه کلاغی پیدا می شود حوالی نگاه کسی که از این کارها یاد قابیل ها بدهد نه کسی که آنقدر برادری بداند که خلاص کند هابیل ها را! (داشتی چه مظلوم نمایی کردم برادر؟! :)من خودم بارها کشته امت و چالت کرده ام در سیاهچاله ی ناخودآگاهم! فقط نپرس قبلش چه ها که نکرده ام با اهل و عیالت!)

  7. Shahab دسامبر 4, 2010 در 12:16 ق.ظ.

    باحال بود ! دو تا عالم متفاوت در لحظه ای ظاهرا یکسان

  8. من داستانم را جز تو برای کسی نگفته‌ام دسامبر 5, 2010 در 11:09 ق.ظ.

    به نظر من گوساله ی نفهم همون خودشه که از این سوالا میپرسه مرتیکه‌ی…
    مگه خودش مادر خواهر نداره آیا؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: