سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

اتفاقها سیزدهم می افتند

یکی بیاد، منو بگیره، محکم بکوبه به دیوار، نه یه بار، چند بار، دستش رو بندازه و یقه ام رو بچسبه، دوباره بکوبه به دیوار، نه یه بار، چند بار، زل بزنه تو چشمام و با بغض و عصبانیت سرم داد بزنه و بگه: لعنتی! … آخه تو از زندگی چی میخوای؟

17 پاسخ به “اتفاقها سیزدهم می افتند

  1. پروانه کوچولو ژانویه 4, 2011 در 12:02 ق.ظ.

    آقا بی زحمت کارش تموم شد بفرست این ور سراغ من!

  2. من او را دوست داشتم ژانویه 4, 2011 در 8:38 ق.ظ.

    من با تیتر خیلی موافقم. اتفاقها همه دسته جمعی سیزدهم می افتند بعد من هی میخوام خرافاتی نباشم و فکر کنم ربطی به سیزده نداره و …
    ولی چه کنم که اتفاقات ناگوار همه سیزدهم می افتند برای من هم.
    .
    پی نوشت: این آخرین باریه که اسمم رو عوض کردم. قول میدم!!!

  3. مریم ژانویه 4, 2011 در 11:34 ق.ظ.

    اووو..دیروز اومده بود سراغ من که….اما من سرمو هی به مبل و تخت می زدم..و هی دستمال کاغذی مصرف می کردم
    پس بگو 13 بوده..

  4. فراچی ژانویه 4, 2011 در 12:18 ب.ظ.

    یکی یه بار این کارو واسه من کرد!
    بعدش پشیمون شد…………..

  5. خــــــآتون خـــــــآموش ژانویه 4, 2011 در 2:00 ب.ظ.

    ببین من حاضرم یقه ات رو بگیرم بکوبمت تو دیوار تو چشمات هم زل بزنم اما در مورد ادامه اش دیگه تصمیمات دیگه ای دارم🙂🙂 تصمیمات شوم🙂

  6. الی ژانویه 4, 2011 در 3:05 ب.ظ.

    گیرم یکی هم پیدا شد این کارو کرد وقتی ازت پرسید : آخه تو از زندگی چی میخوای؟
    میخوای چه جوابی بهش بدی؟ ها؟

  7. خــــــآتون خـــــــآموش ژانویه 4, 2011 در 3:29 ب.ظ.

    خوب اصولا وقتی ادم رو میچسبونن به دیوار و یقه اش رو میگیرن خیلی تصمیمات رو میشه اجراییش کرد .. حالا حتما باید شفاف سازی کنم ؟؟برو خودت فکر کن ..

  8. ليدا ژانویه 4, 2011 در 11:03 ب.ظ.

    اخ گفتي.اگه اون يه نفر رو پيدا كردي ادرس منم بهش بده.بد جور دلم يه سير كتك اينجوري ميخواد. شايد اينجوري بغضي كه گير كرده بشكنه و به يه نتيجه اي برسم .شايد…….

  9. فرناز ژانویه 5, 2011 در 12:28 ق.ظ.

    یکی بیاد من و بگیره بچسبونتم به دیوار زل بزنه تو چشمام و بگه لازم نیست چیزی از زندگی بخوای !!! چون اگر هم بخوای چیزی از این زندگی اون قدر مردش نیست که بهت بدتش …
    به قول استاد امین پور روزگار منتظره ببینه ما چی میخوایم تا بگیره ازمون حتی اگر یه نخ سیگار باشه !

  10. مرثا ژانویه 5, 2011 در 11:42 ق.ظ.

    کدوم زندگی؟ مگه ما زنده ایم؟

  11. alifarmani ژانویه 5, 2011 در 5:10 ب.ظ.

    نمی ذارن!!!
    زندگی کن کولی وار…
    این که چی می خوای اگه کسی هم بهت بگه بازم می گی نه این نیست
    تازه اگه مطمئن شی که چی می خوای تازه سوالات جدید شکل می گرین ، چه جوری ، برا چی ، چرا،و و و و …

  12. نازنین ژانویه 11, 2011 در 9:40 ق.ظ.

    به قول بچه ها گیر آوردی به منم بگو
    آدما بد شدن یا شایدم بد بودن و من خنگ بودم…
    دیگه هیشکی نمیخواد دیگری رو ببینه…
    هیشکی حتی یه ذره حاضر نیست نگاهتم بکنه بگه چته چه مرگته
    داری چیکار میکنی با زندگیت؟بگه خاک بر سرت با این زندگیت

    من که دارم نابودش میکنم چیزیو که با سختی می سازم انگار بهم میچسبه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: