سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

بر اساس یک گفتگوی واقعی

– دیشب حال نداشتم ماشین رو ببرم تو پارکینگ. دزد اومده از تو ماشین کتابهام و یه کیسه خوراکی و قلیونم رو دزدیده.
+ اگه گشاد بازی در نمیاوردی، الان هم یه کیسه خوراکی داشتیم میخوردیم، هم به جای این سیگار کوفتی داشتیم قلیون می کشیدیم. کتاب هم که به تخمته!!!

10 پاسخ به “بر اساس یک گفتگوی واقعی

  1. queentheodora ژانویه 5, 2011 در 11:32 ب.ظ.

    : (
    طفلکی قلیون خدا بیامرز
    اونم با طعم پاستیل نوشابه ای!!

  2. فرناز ژانویه 6, 2011 در 12:19 ق.ظ.

    من اگر بودم واسه قلیونم هم که شده میرفتم شکایت !🙂

  3. الی ژانویه 6, 2011 در 11:09 ق.ظ.

    اینا همرو بیخیال، دزده چه آدمه جالبی بوده :دی

  4. الناز ژانویه 6, 2011 در 4:28 ب.ظ.

    عجب دزد با فرهنگی که کتاباتم برده . تو یه کمی شرمنده شووووو .

  5. حسام ژانویه 6, 2011 در 7:06 ب.ظ.

    تخم نبود نصف دیالوگها نبود…/

  6. نیکا ژانویه 7, 2011 در 4:23 ق.ظ.

    !!!shayad gorosnash bode khob teflak

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: