سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

جایی همین نزدیکی: سینما

خانمی با دختر نوجوانش آمده، یک تاغار پاپ کورن را تا خرخره خورده و ظرفش را با دست راست گرفته، یک گونی تخمه روی پاهایش گذاشته و چنان ترق و توروقی راه انداخته که انگار دارد دشمنانش را با دندان تکه تکه می کند. آن وسطها هم، برای تنوع، دست می کند و از چیپسهای دخترش یک مشت بر می دارد و قرچ و قوروچی از خودش ول می دهد که دیالوگهای فیلم را یکی در میان می شنوی.

پسر جوان و کون گشادی (از نوع لم دادنش روی صندلی سینما می گویم!) با دختر جوان و کون تنگی (از نوع نشستنش روی صندلی سینما می گویم!) آمده. پسر اصرار دارد با صدایی که حتما باید دو ردیف جلوتر و دو ردیف عقب تر هم بشنوند، تک تک سکانسها و دیالوگها و حرکات و جملات و کوفت و زهرمار را تفسیر کند!! هنرپیشه نگاه می کند، این تحلیل می کند. هنرپیشه می خندد، این تحلیل می کند. هنرپیشه می گوزد، این تحلیل می کند. دختر هم فقط می گوید «آهان!»

آقا پسری، گل پسری، با کت و شلوار و کیف سامسونت، انگار اشتباهی حواسش نبوده آمده سینما. موبایلش را دستش گرفته و شعورش فقط به این اندازه رشد کرده که گوشی را روی سایلنت بگذارد. اما  شعورش هنور آنقدر رشد نکرده که وقتی هر 10 دقیقه موبایلش زنگ می خورد آن را جواب ندهد، یا اگر می دهد لااقل عربده نکشد.

پدر و مادری با بچه کوچکشان آمده اند، پسربچه مدام یا شاش دارد، یا گشنه است، یا حوصله اش سر رفته، یا احتمالا صندلی اش میخ دارد که یک لحظه کون فسقلی اش را روی آن نمی گذارد و مدام در حال جفتک انداختن و حرف زدن است. آنوقت احتمالا پدرش از کل کتابهای کودک فقط سرفصل «هیس!» و مادرش هم بخش «نکن!» را مطالعه کرده اند! و صد البته بچه یکی از تفریحاتش ایستادن روی صندلی و زل زدن به آدمهای ردیف پشتی ست که خیر سرشان آمده اند یک فیلم کوفت کنند.

همه اینها به کنار! اینها خیلی جنرال بودند اتفاقا. این یکی را داشته باشید: هفت هشت دختر نوجوان، قاعدتا محصل، آمده اند یک گوشه نشسته اند. اسم بهداد نوشته می شود، دست و سوت می زنند! از در وارد می شود، دست و سوت می زنند! حرف می زند، غش می کنند! عشوه می آید، آه می کشند! او هم انگار از توی پرده اینها را می بیند، هی بیشتر عشوه می آید و دست و کله اش را خل خلکی تکان می دهد و اینها هم بیشتر ابراز احساسات ول می دهند. کم مانده بزنند زیر گریه و رو دست آنها را به سمت درب خروجی ببرند. فیلم زور زده جنایی و معمایی باشد. اما اینها کاری به این حرفها ندارند. فقط آمده اند بهدادش را ببینند. هرچیز دیگر نشان می دهد شروع می کنند با هم حرف زدن و تا پرده بهدادی می شود، دوباره جیغ و  ویغ می کنند و شال و روسری در هوا می چرخانند. حالا  کمی آنطرفتر رادان هم روی پرده است اما برای او کسی نه غش می کند، نه ضعف و نه تره را ساتوری!

خلاصه ما نفهمیدیم اینجا سینما بود یا سیرک!

16 پاسخ به “جایی همین نزدیکی: سینما

  1. آروما ژانویه 25, 2011 در 11:44 ب.ظ.

    ما هم یه زمانی میرفتیم سینما که فقط بهدادش رو ببینیم😀 البته نه دیگه به این شدت :))

  2. Mr.Karmand ژانویه 25, 2011 در 11:50 ب.ظ.

    1. مبارکه سردر جدید باشه هرچند قبلی قشنگ تر بود ولی تنوع لازمه تو این عصر تغییر و تحولات
    2. مشخصا جناب سوداستیز که سراب هم می سازند اعصابشان خط خطی بوده که اینگونه کلمات را به در و دیوار پرتاب کرده اند
    3. بهداد, آره منم, مرتیکه جک و جلف
    4. چار نداریم همون سه تا

    • سراب ساز سودا ستیز ژانویه 26, 2011 در 11:25 ق.ظ.

      1. ممنون. گفتم اینقدر پر و پاچهء آدم رو نبینین! یه کم هم چشم و چال آدم رو ببینین!
      2. شما توی اون موقعیت خودت رو قرار بده، ببینم اعصابت رو میتونی گره بزنی به درخت یا نه!
      3. این چرا همش خل خلی بازی میکنه؟!!؟ چرا عصبی هم که نیست عصبی حرف میزنه آخه!؟!؟
      4. یالله! اعتراف کن! چی بود شماره 4؟

  3. مرثا ژانویه 26, 2011 در 10:02 ق.ظ.

    یه تذکر به اون خانوم جوندهه… یه تو دهنی به اون پسر توصیف گره… یه فحشِ نون و آب دار به اون پسر موبایل حرف زنه… کوبیدن کله اون پدر و مادر نفهم به همدیگه… و یه عربده برای دختران نوجوان عزیز. بهت تبریک می گم که انقدر صبر و تحملت بالاست. اما حالا از همه این حرف ها گذشته، فیلمش ارزشش رو داشت؟

    • سراب ساز سودا ستیز ژانویه 26, 2011 در 11:23 ق.ظ.

      فیلم سه تا معما داشت. به جان خودم دقیقه 25 فیلم هر سه تا معما رو که میخواست 5 دقیقه آخر فیلم رمز گشایی کنه حدس زدم، اون هم درست 3 از 3 ! منظور اینکه من خیلی باهوش و خفن نیستما! این یعنی ریدن با این فیلم معمایی ساختنشون! اما حالا این وجه قضیه رو بذاریم کنار، در مجموع ارزش یه بار دیدن رو داشت.

  4. فائزه ژانویه 26, 2011 در 12:24 ب.ظ.

    wOw بنر ِ جدیدشووو.. مبارکه .. : )
    آقا در گودر عرض کردیم، گفتیم اینجا هم بگیم : عالی بود این پست
    یعنی بســــــــیار نشاط رفت از خوندنش😀

  5. پروانه کوچولو ژانویه 26, 2011 در 1:36 ب.ظ.

    چند سال پیش من و برادرم تو عید 3 تا فیلم رفتیم!
    2 تاشون جایزه زهرمار برده بودن، بعد اون قدر جذب شدیم که از اون سال تا الان سینما نرفتیم یعنی به خاطر احترام به شعور خودمون نرفتیم!

    این شد که من و عشق سینما رفتنم شده خاطره:دی

    پ.ن.دروغ نگم شاید 2 بار تو این 4 سال رفته باشم اونم چون بچه ها مهمون کردن وگرنه من دست تو جیب به خاطر این فیلمای مزخرف نمی کنم:دی

  6. absolution ژانویه 26, 2011 در 2:03 ب.ظ.

    خب درستش همینه دیگه…
    فرهنگ سازی یعنی همین داداش من…
    نمیبینی فیلم هایما روز به روز به هالیوود نزدیک میشه؟!
    واسه همین هاست دیگه فدات شم!!

  7. mrp4r4d0x ژانویه 26, 2011 در 2:08 ب.ظ.

    توام رفتی آدمکش سراب جان ؟؟
    قبول دارم ریده بودن اما به نسبت خاله سوسکه و نخودی و قلقلی بقیه فیلما بهتر بود..
    در مورد حامد بهدادم درسته یه کم از خودش در رفته (به قول مامان بزرگم) اما بازیگر خوبیه..
    توی فیلم مزخرف تسویه حساب سر جمع 5 دقیقه بازی کرده که می ارزه به کل فیلم اگه وقت کردی همون 5 دقیقه بهدادش رو ببین..
    در مورد آدمای تو سینما هم که دیگه عادت کردیم.. تکراری شده.این جواد بازیا …چاره ای هم نداریم..مردممون همینن دیگه…
    پوففففففف…چقدر زر زدم…

  8. آغازي ديگر ژانویه 26, 2011 در 3:16 ب.ظ.

    بهترين كار اينه كه حوصله ات را زياد كني و صبر كني تا cd فيلم بياد و راحت و با هزينه كمتري فيلمو ببيني.
    البته بگم من خيلي سعي كردم دخترم فرهنگ فيلم ديدن در سينما را ياد بگيره ولي خيلي اثر نداشت و به همين دليل خيلي كمتر سينما مي برمش

  9. queentheodora ژانویه 26, 2011 در 7:49 ب.ظ.

    پیشنهاد می کنم از این به بعد فرهنگ ۱ فیلم ببینید
    فرهنگ آدمها بالاتر اونجا😉

  10. absrd ژانویه 26, 2011 در 8:02 ب.ظ.

    والا با این وضع فیلم فارسی هایی که اکران می شه سطح سینمای ما نبایدم از این بیشتر باشه . خیلی دیالوگ های فیلما عمیقه که ملت گوش بدن ؟

  11. سروش فوریه 6, 2011 در 11:48 ب.ظ.

    من دو بار رفتم سینما بعد دیگه نرفتم. حدود ۸ سال میشه.
    فیلم اول مرد عوضی بود. بار اول گفتم شاید فیلمش جلف بوده که مردم این‌قدر گوز دادن اما بار دوم دیدم داستان همونه.
    از اون موقع دیگه تو این مملکت سینما نرفتم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: