سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

دامن چیندار از نشانه های بهشت است

(مادرم علاقهء ویژه ای دارد که وقتی مشغول دیدن یکی از سریالهای ماهواره است، کنارش بشینی از او در مورد داستانی که اصلا نمی دانی و شخصیتهایی که هرگز ندیده ای و نمیشناسی بپرسی. این که در ذیل آمده آخرینش است)

– این کیه؟
+ این دختره از همشون بدجنستره. اومده به زور بین اینا، میخواد بینشون رو خراب کنه، پولا رو بالا بکشه بذاره بره.
– امکان نداره این دختره بد باشه! محاله!
+ تو که ندیدی! از کجا میگی؟
– ببین خودت! موهای مشکیش رو ریخته رو شونه هاش، دامنش هم سفیده با گلهای آبی! مگه ممکنه همچین دختری بد باشه؟!؟

(مادرم یک نگاه کوتاه به من می کند، یک آه کوتاه برایم می کشد، یک نگاه بلند به صفحه تلویزیون می اندازد و احتمالا به یک فکر بلند فرو می رود و دلش برایم می سوزد)

 

20 پاسخ به “دامن چیندار از نشانه های بهشت است

  1. L ژانویه 30, 2011 در 5:17 ق.ظ.

    چه خوب كه براي دل او هم كه شده ازش سؤال مي كني:)))

  2. من او را دوست داشتم ژانویه 30, 2011 در 7:48 ق.ظ.

    مادربزرگ من هم همچین علاقه ای داره. یعنی به صورت خودکار میاد سریال های ماهواره رو واسه من تعریف میکنه. همینجوری دنباله دار تمام قسمتها رو تعریف میکنه.
    راستی مگه اون بالا عکس خودته؟
    آخه چیزی هم معلوم نیست که من ازش تعریف کنم!!!

  3. مرثا ژانویه 30, 2011 در 10:12 ق.ظ.

    آخی… مامان منم دوست داره. دیروز یه اتفاق جالب افتاد. راستش ما خیلی سعی داریم که از فارسی وان ترکش بدیم و هر بار که یه سریالی تموم میشه بهش میگیم بعدی رو نبین که باز معتاد نشی. دیروز هم یه سریال جدید شروع شده بود. رسیدم خونه دیدم داره نگاه می کنه. گفتم نکنه می خوای اینم نگاه کنی؟ گفت نه بابا (با تشدید روی حرف ب) اینم مثل اون قبلیه. ماجراش همونه. بعدم سریع کانال رو عوض کرد. یه مدت با هم کانالای دیگه رو نگاه کردیم و رفتم تو اتاق. بعد 5 دقیقه بر گشتم دیدیم باز زده فارسی وان. تا من رو دیده هول شده که کانال رو عوض کنه. قیافش دیدنی بود. بعد غش کرده از خنده که خب چی کار کنم. آدم کنجکاو میشه :)))))

  4. queentheodora ژانویه 30, 2011 در 2:26 ب.ظ.

    احتمالا که نه صد در صد به یک فکر بلند فرو می رود ولی دلش نمی سوزد
    دعای خیر می کند
    مادرها همیشه آرزوهای خوب برای بچه هاشون می کنند 

  5. Mr.karmand ژانویه 30, 2011 در 2:52 ب.ظ.

    ميني ژوپ هم باشه قبوله؟

  6. آروما ژانویه 30, 2011 در 6:55 ب.ظ.

    اتفاقا مامانتم دلش داشته برای تو میسوخته حتما!!

  7. آروما ژانویه 30, 2011 در 6:57 ب.ظ.

    آها فکر کردم میگی دل تو براش سوخته !
    جای ضمیر ش و م رو جا به جا دیدم خب مگه چیه ؟
    حالا چرا میزنی ؟؟؟ واااااا

  8. اُغلن کبیر ژانویه 30, 2011 در 9:21 ب.ظ.

    لابد می‌گوید این پسره چه قدر ساده‌س. هنوز زن‌ها رو نشناخته!

  9. ليدا ژانویه 30, 2011 در 11:37 ب.ظ.

    اگه ميشد ادمها رو از روي لباسهاشون شناخت كه خوب بود.

  10. طناز ژانویه 31, 2011 در 12:39 ب.ظ.

    بيچاره مادر با اين پسرش!يه عمر بهش ياد داد از كسي كه تو خيابون بهت شكلات ميده يا خوراكي چيزي نگير !يادش رفت بگه لباس گل گليا و مو مشكي حتمآ آدماي خوبي نيستند

  11. علی فوریه 1, 2011 در 1:36 ق.ظ.

    :)))
    خیلی باحال بود:د

  12. دون ژوان فوریه 3, 2011 در 10:15 ق.ظ.

    راس میگه خب!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: