سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

بِکِش بُکُش

دســــتــم را   می کِشم روی پستی و بلندی های صورتم… همانطور که تو می کِشی.
ســــــــرم را   می کشم به روی بالش آبی رنگ روی تختم… همانطور که تو می کشی.
پـاهــایـــم را   می کشم روی برف و خاک و سنگفرشهای خیابان… همانطور که تو می کشی.
طــــرحــــی   می کشم روی کاغذ از ماهی های چشم درشت… همانطور که تو می کشی.
فــــــریــــــاد   می کشم در درون ِ گنگ و نامعلوم و ساکتم… همانطور که تو می کشی.

احساسم را   می کُشم با هر چیزی که ممکن است… همانطور که تو می کُشی.

3 پاسخ به “بِکِش بُکُش

  1. مرثا آوریل 1, 2011 در 10:10 ب.ظ.

    کاش می شد در مورد خط آخرش انقدر راحت مقابله به مثل کرد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: