سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

تاریخ انقضا: فقط کمی پس از تولید

و ای آدمیان! برای اعتراف به اشتباه ِ خود تا ابد فرصت ندارید. «معذرت می خواهم» تاریخ انقضا دارد. وقتی زمانش گذشت، دیگر مصرفش نکنید. ضرر دارد، صرف نظر کنید، بیخیالش شوید، بدتر می شود، خطرناک است، خرابترش نکنید.

12 پاسخ به “تاریخ انقضا: فقط کمی پس از تولید

  1. hadi آوریل 19, 2011 در 1:26 ق.ظ.

    شاید اون عده که نمیخوان اعتراف کنن ، فکر میکنن شکستن غرور هست ! ولی وقتی میفهمن که اون به اصطلاح غرور ترک ترک شده و میخوان وصلش کنن … ! کلی جیز دیگه رو هم علاوه بر اون یه اصطلاح غرور !! میشکنن .

    • سراب ساز سودا ستیز آوریل 19, 2011 در 8:54 ق.ظ.

      درسته. به یه شکل دیگه هم میشه به این موضوع نگاه کرد. آدمها تمایل ویژه ای به این دارن که بدون از دست دادن چیزی، چیز دیگه ای رو بدست بیارن. در مورد این مسئله هم آدمهایی هم پیدا میشن که ترجیح میدن بدون از دست دادن غرور (؟!) یه موقعیت از دست رفته رو دوباره زنده کنن! بعضی مواقع هم موفق میشن البته، اما یه وقتهایی زمان که میگذره و اون موضوع که بدون شکسته شدن غرور (؟!) حل نمیشه، طرف تازه شروع میکنه به تکاپو که مسئله رو جمع کنه، اما دیگه دیر شده.

      محور اصلی این پست البته این نبود. اما شما هم از زاویه درستی موضوع رو مطرح کردین.

  2. مرثا آوریل 19, 2011 در 10:32 ق.ظ.

    اصلاً تو روح هر کس که این کار رو می کنه… .
    تجربه بدیه. فکر کن یه مدت طولانی طول کشیده که خودت رو با وضعیت به وجود اومده وفق بدی و همه دلایلی که باعث اون اتفاق شده رو دونه دونه هضم کنی. بد از کلی جون کندن که حالت خوب میشه و خوشحالی که حالت خوبه، پیداش میشه و میگه ببخشید… و همه تصاویر روتوش شده ای که تو ذهنت ازش درست کردی رو خراب می کنه. باز دوباره همه اون سوالا میاد تو ذهنت که چرا اینجوری شد؟ و دوباره همه ناراحتی هات بر می گرده و این بار چند تا مورد دیگه هم اضافه شده. دوباره باید از اول شروع کنی هضم کردن. خدا این سری رو هم به خیر بگذرونه.

  3. شیر آب آوریل 19, 2011 در 11:26 ق.ظ.

    من قاطی می کنم بامعذرت خواهی ه تاریخ مصرف گذشته…ممکنه کارم به جنون بکشه…ممکن هم هست قتلی چیزی رخ بده…نکنید این کارو…توصیه های ایمنی رو جدی بگیرید…

  4. آفتاب پرست آوریل 19, 2011 در 2:53 ب.ظ.

    زندگی سراسر قمار است … اگر روی کسی قمار کردی و باختی ، باختی … راه برگشت ندارد …

    • سراب ساز سودا ستیز آوریل 19, 2011 در 3:23 ب.ظ.

      بله. زندگی سراسر قماره. اما یه چیز رو نباید فراموش کرد. وقتی پای میز قمار نشستی، تا قرون آخر رو نیار وسط. همیشه یه اندازه ای اون ته نگه دار که بعدش بتونی تاکسی بگیری برگردی خونه!!!

      پ.ن: خوشحالم که تورو اینجا هم می بینم برادر.

  5. زيتون آوریل 20, 2011 در 1:28 ق.ظ.

    كاش يه روزي از ديدن من وبلاگ ننويس هم يه كمكي خوشحال شي.
    نوشتتم مثل هميشه قشنگ بود.

  6. زيتون آوریل 20, 2011 در 12:43 ب.ظ.

    خوب مسئله اينجاست كه وقتي اينجا ميبينين خوشحال بشين.
    ممنون.من از اينكه ميام اينجا خوشحالم.اينم خودش كلي خوبه البته واسه خودم.

  7. پروانه کوچولو آوریل 21, 2011 در 2:51 ب.ظ.

    اینجاست که فقط از ذوق این نوشته میشه گفت » بیا بغل عمووووو >:D<"

    :دی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: