سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

اون روی تخت، تو روی میز

یه موقعی یه آدمی میاد تو زندگیت که مثل عینک میمونه. جلوی پات رو بهت نشون میده، وقتی هست بهتر می بینی، بهتر می خونی، و خیلی چیزا رو بهتر می فهمی. یه قانون ساده حاکم میشه: اگه بهش نیاز داشته باشی و تو زندگیت وارد بشه، بدون اون نمی تونی خودت رو تصور کنی. اون میشه نزدیکترین چیز به تو که همیشه جلوی چشمته.

اما یه حقیقتی وجود داره: هیچکس با عینک نمی خوابه!!

(در جواب پستی از آفتاب پرست)

4 پاسخ به “اون روی تخت، تو روی میز

  1. jhm ژوئن 6, 2011 در 9:53 ق.ظ.

    به نکته بسیار بسیار ظریفی اشاره کردین

  2. مرثا ژوئن 6, 2011 در 11:52 ق.ظ.

    مثل شمس و مولانا؟

  3. عروسک سنگ صبور ژوئن 6, 2011 در 2:26 ب.ظ.

    My dreams are all belong to me even though they would be dreams about you…

  4. الف.ب.رها سپتامبر 25, 2011 در 10:58 ق.ظ.

    بس تکلیف عینک بی نوا چی میشه !!! خودخواهی نیست؟؟؟؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: