سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

بدون عنوان یا ساکت! گوش کن ببین چی میگم!

وبلاگ خوانی برای خودش سلیقه می خواهد. هر کس هم مسلماً سلیقهء خودش را دارد. بالاخره هر کسی در یک ژانری می گردد ببیند بقیه چه چیزی در فکرشان وول می خورد، همان را می خواند و حالش را هم می برد. حالا چرا این را گفتم؟ برای من دو دسته وبلاگ هستند که حسابشان از بقیه جداست: هر ژانری که داشته باشند، با هر نگرشی، سعی می کنم آنها را نخوانم!

دستهء اول: وبلاگهایی که برای نوشته هایشان عنوان نمی گذارند. نه اینکه مطلقاً بگذارمشان کنار، اما این فکر در ذهنم جان می گیرد که کسی که نمی تواند برای چیزی که خلق کرده اسم بگذارد، چطور خودش می فهمد که چه می گوید؟ اسم یک نوشته اولین مشخصهء هویت آن است. اگر تمام حرفت را نتوانی در یک کلمه یا جملهء کوتاه خلاصه کنی، از نظر من نوشته ات هویت ندارد و خودت هم درست نمی دانی کجای توجه مخاطب را می خواهی بگیری. نمی گویم اینطوری ست، می گویم برای من اینطوری بنظر می رسد.

دستهء دوم: وبلاگهایی که بخش نظرات را غیر فعال کرده اند. ماهیت وبلاگ با روزنامه و مجله فرق دارد. هرچند روزنامه ها و مجله ها هم یک بخشی برای نظرات مخاطبین کنار گذاشته اند. یک وبلاگ نویس که فقط دوست دارد حرف بزند و چیزی نشنود و به خودش اجازه می دهد که اجازهء نظر دادن را از دیگران بگیرد، در اصل وبلاگ نویس نیست! یک کسی ست که انگار دفترچهء خاطراتش را در ایستگاه اتوبوس جا گذاشته است و یک نفر هم پیدایش کرده و خوشش آمده و مشغول خواندنش شده است. اساس وبلاگ نویسی، از نظر من، یعنی اینکه «من این را می گویم، نظر تو چیست؟» یا «من اینطور فکر می کنم، تو چی؟» حالا البته پیش می آید که آدم یک پست خاص بگذارد و آنقدر خصوصی باشد که ترجیح دهد دیگران در موردش حرفی نزنند. این هم پیش می آید که بخواهی کامنتی را پاک کنی و یا تائیدش نکنی. اما اینکه از بیخ و بن بخش نظرات را ببندی، از نظر من توهین به مخاطب است. از نظر من یعنی «تو دهنت را ببند و فقط گوش کن.»

حساسیت من نسبت به دستهء دوم خیلی بیشتر از دستهء اول است. دسته اولی ها چندان جذبم نمی کنند، اما دسته دومی ها فراری ام می دهند. تصور اینکه طرف خودش نمی فهمد چه می گوید آنقدر هم مهم نیست، اگر من خودم حرفش را بفهمم. اما اگر کسی حرف بزند و حق حرف زدن را از مخاطب بگیرد، از نظر من یک جور بی احترامی آشکار است. هیچ تفکری آنقدر مسلم و قطعی نیست که بخواهیم مطلق مطرحش کنیم و نظر دیگران را نشنویم. حالا هم درست است که کسی نظر من را نخواسته، اما این ساده ترین حق من در فضای مجازی ست که لااقل در وبلاگ خودم بتوانم نظرم را بنویسم و البته حق اظهار نظر دیگران هم همینجا ( بخش نظرات وبلاگ) محفوظ است.

18 پاسخ به “بدون عنوان یا ساکت! گوش کن ببین چی میگم!

  1. میم ژوئن 22, 2011 در 10:00 ب.ظ.

    من با دسته دوم مشکل دارم!انگیزه شون از وبلاگ نویسی رو نمی فهمم

  2. hadi ژوئن 22, 2011 در 10:40 ب.ظ.

    خوب دسته اول البته واسه همیشه اصلا . ولی بعضی اوقات پیش میاد که میخوان خود خواننده بخواد با حس خودش نتیجه گیری کنه ( شاید البته )…

    و دسته دوم اتفاقا من بارها بهشون بر خوردم .. ( خیلی دوس داشتم بگم خوب آخه چرا … ؟! ) ولی نشد و کم کم هم یا واسم عادی شد یا از خوندنشون سرد شدم )
    البته شاید تو بلاگی صاحبش ! بخواد پستی بذاره که نخواد کامنت داشته باشه .. که اونم بر خوردم بهش و الیته قبلش عذر خواهی کرده بود … که خیلی خوبه.

    ولی کلا با کسایی که دوس دارن حرف بزنن یا بدتر از اون دوس دارن حرفشون رو گوش بدی . و یا قبول کنی ، ولی حتی طاقت یه نظر رو ندارن … اصلاااااا حال نمیکنم!

  3. Universal Emptiness ژوئن 23, 2011 در 11:37 ق.ظ.

    چیزی که هست ،
    این که با این که نظر شما محترمه ،
    ولی وبلاگ های مینیمال ،
    عموما نیازی به تایتل ندارن ،
    این موضوع شاید آزار دهنده باشه واسه شما ،
    یا این که باعث بشه فک کنید که ما سواد نداریم ،
    یا این که هویت نداریم ،
    اما نوشته های مینیمال رو اگه درک کرده باشید ،
    میدونید که نیازی به عنوان ندارن ،
    و عنوان واسه پستی مینیمال قضیه رو مسخره می کنه ،
    ولی به هر حال ،
    اگه شما هم چنان می خواید که مارو بی هویت بدونید ،
    تشکر ما رو پیشاپیش پذیرا باشید .

    • سراب ساز سودا ستیز ژوئن 23, 2011 در 12:47 ب.ظ.

      متاسفم که پست من ناراحتتون کرده. البته من وقتی داشتم اون رو می نوشتم به قضیه مینیمال بودن یا نبودنش فکر نمی کردم. من تا حالا وبلاگ شما رو ندیده بودم. اما اون وبلاگهای معروف مینیمال که من خوندم (مثل کدئین، مینی مالیده، اسپایدرمرد، زکی پدیا، ریزنوشت و …) چندان با شما موافق نیستن و تمام پستهاشون عنوان داره. در نتیجه فکر کنم این فقط نظر شماست که برای مینیمال عنوان گذاشته نمیشه، هرچند من با نظر شما مخالف نیستم. قاعدتا یه پست بلند از یه مینیمال بیشتر به عنوان نیاز داره.

  4. آفتاب پرست ژوئن 23, 2011 در 3:59 ب.ظ.

    من با یک دسته دیگر هم مشکل دارم . وبلاگ هایی که همه را با یک چوب می زنند .
    عموم وبلاگ هایی که دیدگاه فمنیستی دارند از این دسته اند !

    • سراب ساز سودا ستیز ژوئن 23, 2011 در 11:16 ب.ظ.

      خب من نظرت رو رد نمی کنم. اما این شامل دسته بندی من نمیشه. اون چیزی که من مد نظر هستم (و اول هم توضیح دادم) هیچ ارتباطی به محتوی نوشته ها نداره. سیاسی، ورزشی، هنری، مینیمال، یا هر چیز دیگه. اگه اجازه نده من حرف بزنم، نمی خونمش.

  5. پروانه کوچولو ژوئن 23, 2011 در 6:55 ب.ظ.

    من قصد جسارت ندارم وووو می دونم هم اینجا بلاگ تو و عقایدت رو توش می نویسی

    ولی فقط خواستم بگم تو این دنیای واقعی که ما زندگی می کنیم روش زندگی از قبل تعیین شده بزاریم مردم تو دنیای مجازی هر جور دوست دارن بنویسن یه جوری احترام به عقایدشون بزاریم

    چون پستت یکم تنده این و گفتم. بزاریم اینجا دیگه مردم راحت باشن

    • سراب ساز سودا ستیز ژوئن 23, 2011 در 11:14 ب.ظ.

      پروانهء عزیز، کمی بی انصافی کردی. من تو این پست با تاکید پنج بار گفتم «به نظر من» . اینکه هر کسی هر طور دلش می خواد می تونه بنویسه که شکی توش نیست. من دارم میگم منم هر جا رو که دلم بخواد می خونم و این جاها چندان برای خوندن جذبم نمیکنه. از هیچ بلاگی هم اسم نبردم و به هیچ کسی هم گیر ندادم. اینکه مردم تو دنیای مجازی می تونن هر جور دلشون بخواد بنویسن که هیچ، حتی توی دنیای واقعی هم هر طور که دلشون میخواد باید فکر و عمل کنن. اما به نظر من هر چیزی اصولی داره. فرض کن یکی دلش بخواد پستهاش رو پینگلیش بذاره. چه اشکالی داره؟ اما آیا توی جذب مخاطب میتونه موفق باشه؟ … من حرفم اینه که این مدل وبلاگها (تمام تاکید شدیدم روی دسته دومه) میتونه مخاطب رو، من نوعی رو، جذب کنه یا نه. اینکه نظرش رو بگه بدون اینکه بخواد نظر من رو بشنوه داره ماهیت وبلاگ نویسی رو تغییر میده. یکی شاید دوست داشته باشه اینو، من دوست ندارم و اینجا هم از نظریات خودم می نویسم.

      پ.ن: این پست تند بود؟ نبودا !

      • پروانه کوچولو ژوئن 24, 2011 در 1:09 ق.ظ.

        :دی

        من اولین خط رو برا همین نوشتم که می دونم هر کس تو بلاگش هر جور دوست داره می نویسه و اینجا حوزه ی استحفاضیه؟ تو هر جور دوست داری بنویس:دی

        منم به عنوان مخاطب فقط حسم رو از پستت گفتم بدون هیچ گونه بی انصافی

  6. بانوی ِ دلتنگ ژوئن 26, 2011 در 9:29 ب.ظ.

    خوب بلاگ هایی که به نظر من شعر توش هست احتیاجی به کامنتی نداره
    اولیشم به این خاطره که همش یه سری میان می گن خوب بود قشنگ بود زیبا بود و این تکرارش آزار دهنده است … نیست ؟
    پس ترجیح می دم به شخصه خواننده خاموش باشه
    دلیل دوم هم همونی ِ که گفتی
    شاید کسی دوست نداره با اون چیزی که نوشته شده نقد بشه ، یا کلا شعرش آویزان ِ دست ِ این و آن بشه … فقط برای خودش می نویسه

    من این دو دلیل رو دارم

    • سراب ساز سودا ستیز ژوئن 26, 2011 در 10:47 ب.ظ.

      من دلیل شما رو می فهمم. تنها اختلاف نظر من با شما اینه که کسی که نمیخواد نقد بشه، باید توی دفترش بنویسه. نه توی وبلاگ. شما تا زمانی که یه اثری رو منتشر و رونمایی نکردی برای شماست. بعد برای مخاطبه و باید نسبت بهش جوابگو باشی. من این رو هم گفتم که ممکنه من یه موقعی یه چیزی بنویسم که واقعا دلم نخواد کسی در موردش حرف بزنه. برای همه ما پیش میاد این. اما اگه از اساس وبلاگم طوری باشه که نخوام هیچکس حرف بزنه، این دیگه از نظر من مشکل داره. بعد هم اگه بخوایم طوری بنویسیم که برای خودمون باشه، قاعدتا نمیایم جزو وبلاگهای برتر بلاگستان با چند هزار فالوئر!! پس دلمون مخاطب خواسته که به اونجا رسیدیم. حالا نمیشه مخاطب رو خواست، اما نظرش رو نه.

  7. mani ژوئن 28, 2011 در 11:10 ب.ظ.

    راجع به گروه اولم من همین نظرو دارم وحتی عنوان چی باشه خیلی مهمه جوری که بلاگ‌نویس هروقت تیتر هر پست خودشو ببینه لااقل بدونه اون پست راجع به چیه و فقط داشتن یک عنوان کافی نیست!
    اما راجع به گروه دوم این به نظر بلاگ‌نویس بستگی داره
    یعنی اینجا نوشتن رو چی فرض کرده! مثلن یکی فقط یه جور (کلکسیون) پستهایی که خونده و دوسشون داشته رو میذاره یا …

  8. هیچکس ژوئیه 3, 2011 در 1:23 ق.ظ.

    به نظر من نوشتن جسارت می‌خواد. و مهمتر از اون اینه که جسارت این رو هم داشته باشی که اجازه بدی نقد بشی.
    درسته که وبلاگ یه فضای خصوصیه و به تو اجازه میده که درباره همه چیز صحبت کنی. اما از اون طرف هم اجازه داده میشه که بیان دیدگاه های دیگران رو هم بشنوی.
    اسم هر اثر نوشتاری یا تجسمی یا حتی خارج از چهارچوب‌های هنری و غیر هنری هویت اون اثر رو نشون میده.
    مثل این میمونه که توی شناسنامه اسم کوچیک باشه و بام پدر و مادر. ولی نام خانوادگی نباشه.
    اتفاقا من عنوان یک متن مینیمال رو بیشتر از یک متن بلند و نیمه بلند دوست دارم. چون میتونه مینیمال یک متن مینیمال باشه.
    به نظر من این خودش یک هنرهست…

  9. مجی ژوئیه 4, 2011 در 9:33 ق.ظ.

    منم وقتی میبینم کامنت ها بسته است، اولین کاری که میکنم بستن وبلاگه، به عنوان کاری ندارم، هر چند اگه باشه بهتره .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: