سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

گودری به خواستگاری می رود

–  آقا دوماد چه‌کاره‌ن؟
+  هنوز اسم دوماد رو نمیدونه، شغلشو می پرسه! مملکته داریم؟
–  پـَ نه پـَ ! می خواین شغلشو بذارین سر سفره عقد بگین هممون یهو سورپرایز شیم!
+ شما هم  ژانر اونایی که میخوان از همون اول شروع کنن گیر دادنا!
–  مرد باس همون موقع که میاد خواستگاری، قبل از سلام، دم در بیزنس کارتشو نشون بده. اصولا خواستگارا دو دستن: اونایی که شغل خوب دارن و باید بهشون زن داد / اونایی که شغل خوب ندارن و باید بهشون عن داد!
من اگه خدا بودم کاری می کردم که توی خواستگاری فقط از عشق و محبت و صمیمیت صحبت بشه.

و کسی از میان جمع پرسید… شادوماد! غریبی؟

.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: