سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

چیزی این جاست که می جنبد

دیر هنگامی ست که جانوری در درونم می لولد.
………………..نفس که می کشم بغض می کارد در گلویم،
………………..فکر که می کنم درد می پاشد در خیالم،
………………..راه که می روم می رقصد در وجودم،
………………..نگاه که می کنم می ریند بر امیدم،
………………..حرف که می زنم می گیرد صدایم،
………………..خواب که می روم گه می زند به رویایم.

نامش « خاطرهء تو» ست
………….. ………….. و تنها چاره،
……………. …………………….بیرون کشیدن و کشتنش…

.

(نقاشی از: ناتان فلورنس)

4 پاسخ به “چیزی این جاست که می جنبد

  1. L اوت 4, 2011 در 8:04 ق.ظ.

    آخ كه بعضي جمله هاي بعضي نوشته هاااا ت مي كشششششه (به ضمه ك!)

  2. شیمـ اوت 4, 2011 در 11:25 ق.ظ.

    حالـا کو اراده ک انجامش بدیم

  3. shoora اوت 4, 2011 در 1:14 ب.ظ.

    خودش ميميره بعد يه مدت..چاره اي نداره لابد

  4. مادیان وحشی سپتامبر 30, 2011 در 8:34 ق.ظ.

    در دلم آشوبی است
    بی گمان هیچ نمانده در دل،
    خاطره یا که نشان و اثری از یارم
    در پی اش خواهم رفت،
    سایه به سایه تا اوج ،
    تا عشق تا مرز جنون،تا به احساس قشنگِ « بودن »
    تا به آواز خوش ثانیه ها،
    تا به یک بوسه کنار قفس تنهایی
    تا نگاهی آرام،
    تا به یک لحظه سکوت،
    و خدا حافظی نمناکش
    تا به یک بغض که در مرز گلو می شکند،
    تا بدان لحظه که شاید،
    غریبانه نشینم به عزای دل خویش
    » نیما-د «

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: