سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

جایی همین نزدیکی: رادیو معارف

ساعت از سه نیمه شب گذشته، همه ساکت و آرام نشسته اند و تنها چیزی که سکوت آن وقت شب را می شکند صدای رادیو معارف است، رادیویی که هیچکس دسترسی به عوض کردن موجش ندارد. آخوندی که از صدا و حرف زدنش می توان حدس زد سن و سال بسیار زیادی دارد مهمان برنامه شده تا به سئوالات شرعی مردم پاسخ دهد. دختری از تهران تماس می گیرد. بعد از سلام و تعارفات، مرجع تقلید خود را معرفی می کند و اینطور شرح می دهد که ایشان در رساله شان گفته اند که باید نماز را یک ربع بعد از اذان بخوانید. مشکل این خانم آنجا بود که اگر نماز صبح را یک ربع دیرتر می خواند، از سرویس دانشگاهش که خارج شهر بود جا می ماند و این مسئله به چنان مشکل بزرگی تبدیل شده بود که احتمالا خواب و خوراک این خانم آن ساعت شب مختل شده و نتیجه اش تماس با کارشناس برنامه بود.

مهمان برنامه خیلی آهسته که از کهولت سنش ناشی می شد گفت: «دخترم، شما نماز صبح را در سرویس بخوان!» دختر با کمی مکث جواب داد: «حاج آقا سرویس پر از آدمهای نشسته و ایستاده ست. جایی برای اینکار نیست» مهمان برنامه با همان آرامش گفت «دخترم، شما نماز صبح را در سرویس بخوان!» دختر ادامه داد: «اشکالی دارد که من برای مسئله نماز مرجع تقلیدم را عوض کنم؟» مهمان برنامه گلویش را صاف کرد و گفت: «دخترم، شما نماز صبح را در سرویس بخوان!»

خانم میانسالی که آنجا نشسته بود رو به من کرد و گفت: «یعنی این آخونده نمی فهمه توی اون سرویس مرد هم هست، دختره نمیتونه اون وسط هی دولا راست بشه؟؟»  آقایی که با مدل مو و ریش و لباسش بنظر مذهبی و معتقد می آمد جواب داد: «معلوم نیست اینا رو از کجا پیدا می کنن! آخه یکی نیست به این بگه ماشینی که هزار دفعه به چپ و راست میپیچه و جهت قبله عوض میشه چطوری میشه توش نماز خوند؟؟» همه با سر حرفش را تائید کردند و نگاه ها برگشت به سمت من، انگار که انتظار داشته باشند من هم حتما اظهار نظری از خودم ول بدهم. رو به آن آقای مذهبی و خانم میانسال گفتم: «ایشون با این صداش الان باید 100 سال رو داشته باشه. اون موقع که حوزه می رفت ماشین نبود هنوز. شاید فکر می کنه سرویس اسم یه مسجد بین راهیه!»

در این میان دوباره حواسمان جمع رادیو می شود که حاج آقا در جواب همان دختر که معلوم نیست دوباره چه سئوالی پرسیده می گوید: «دخترم، شما نماز صبح را در سرویس بخوان!» اینجاست که خندهء دسته جمعی ما همزمان می شود با دخالت مجری برنامه و قطع کردن ارتباط تلفنی دختری که نمی دانست در چه مکان و زمانی اجازه دارد با خدای خودش راز و نیاز کند. ارتباط قطع شد به بهانهء اینکه خط آزاد شود تا بقیه تشنگان معرفت هم بتوانند سئوالاتشان را از متخصص پر از تخصص برنامه بپرسند!

Advertisements

4 پاسخ به “جایی همین نزدیکی: رادیو معارف

  1. shoora اوت 11, 2011 در 3:27 ب.ظ.

    عاشق اين نكته سنجيتم

  2. الف.ب.رها اوت 12, 2011 در 12:32 ب.ظ.

    شاید فکر می کنه سرویس اسم یه مسجد بین راهیه!»
    این قسمتش فوق العاده بود

  3. میم اوت 12, 2011 در 3:30 ب.ظ.

    :)مرغ واجدِ یک عدد پا می باشد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: