سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

و تو بودی قصهء زندگی من

قصه ها را نباید ببینی. باید بسازی و بعد نگاهشان کنی.

.

(به گزارش اداره هواشناسی: فردا این خورشید لعنتی… – مهدی یزدانی خرم)

.

6 پاسخ به “و تو بودی قصهء زندگی من

  1. Mute Vision اوت 12, 2011 در 1:04 ب.ظ.

    می خوندمت بردیا دورا دور ، مثل همیشه مطالبت اونقدر گیراست که آدم رو پا بند خودش می کنه ، دلم واسه اون جمع بلاگی قدیمیمون تنگ شده بود .
    یادم باشه یه چیزی رو بهت بگم ، اینجا نه فقط به خودت😉

    • سراب ساز سودا ستیز اوت 12, 2011 در 2:08 ب.ظ.

      من خوشحالم که هم وقتی جاسوس اجاره ای بودم و هم وقتی که سراب ساز هستم جزو خواننده هام هستی. و بسیار هم کار خوبی کردی که برگشتی بعد از 6 ماه. الان هم دارم یادت میندازم که یه چی میخواستی بهم بگی.

  2. Mute Vision اوت 12, 2011 در 4:15 ب.ظ.

    صندوق نامه هاتو چک کن تو about me .
    ارادت فراوان.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: