سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

چیز بودی، چیزتر شدی؟؟

آدمها غمگین که می شوند، سنگین که می شوند، داغان که می شوند، خراب که می شوند، ناامید که می شوند، خیلی وقتها تنها کاری که از دستشان بر می آید این است که غمگینی و سنگینی و داغانی و خرابی و ناامیدی را بگذارند گوشه دلشان تا گرد و غبار ِ مرور زمان بیاید و روی آنها بنشیند و آنها فراموش کنند که غمگینی و سنگینی و داغانی و خرابی و ناامیدی داشته اند. آدمها گاهی خیلی زور می زنند، خیلی تلاش می کنند، خیلی به خودشان فشار می آورند که یادشان برود، آن فکری که آزار می داد، آن حسی که زجر می داد، آن غمی که سنگینی می کرد، آن غصه ای که اذیت می کرد.

لطف کنید، مرحمت کنید، محبت کنید، اگر می خواهید بعد از چند روز حال این آدمها را بپرسید، نگویید : «غمگین که بودی، سنگین که بودی، داغان که بودی، خراب که بودی، ناامید که بودی، حالا بهتر شدی؟؟!؟!» تنها تاثیری که سئوالتان دارد زنده کردن تمام آن چیزهایی ست که قرار بود زیر مرور زمان بمیرند! لطف کنید، مرحمت کنید، محبت کنید، بجای آنکه حال بپرسید، حال نگیرید!

4 پاسخ به “چیز بودی، چیزتر شدی؟؟

  1. jhm سپتامبر 3, 2011 در 12:44 ق.ظ.

    آخ که چقد دقیق و بجا گفتین

  2. olympus mons سپتامبر 3, 2011 در 1:09 ق.ظ.

    چقدر عالي ميشه اگه گوش شنوايي در كار باشه…

  3. darvishrishi سپتامبر 3, 2011 در 1:20 ق.ظ.

    چه خوب میشه اگر همه این کار رو بکنن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: