سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

وحشی گری، پاسخی برای خشونت

اسپانیایی ست و اسمش خوزه لوئیس چروتو است و اتهامش سرقت، قتل و تجاوز به کودکان. او یک کثافت به تمام معنا ست، یکی از آنهایی که وجودشان برای بشریت، برای طبیعت، برای جهان هستی، برای کائنات و نظام آفرینش خطرناک و مضر است. چرا از او می گویم؟ برای اینکه خوزه لوئیس چروتو، کسی که در عکس او را می بینید، آخرین محکومی ست که با گاروته اعدام شده است.

گاروته چیزی شبیه صندلی ست که محکوم روی آن می نشیند. انگار آمده است مهمانی و منتظر است تا شام آماده شود. گردن محکوم میان گیره قرار می گیرد. ارتفاع گیره قابل تنظیم است و در هر حالتی می تواند بازوانش را به دور گردن محکوم بیاندازد. بنظر نمی رسد محکوم به مهمانی آمده باشد.

مسئول گاروته هندل مربوطه را می چرخاند، فاصلهء بازوها کم می شود، می چرخاند، بازوها به هم نزدیک می شوند، می چرخاند، بازوها به پوست گردن می چسبند، می چرخاند، بازوها گردن را فشار می دهند، می چرخاند، صدای شکستن استخوانها به گوش می رسد، می چرخاند، محکوم درد می کشد، زجر می کشد، عذاب می کشد، می چرخاند، پوست پاره می شود، استخوانها از هم می پاشند، می چرخاند، محکوم دچار تشنج می شود، می چرخاند، گردن محکوم شکسته یا نخاعش قطع می شود… دیگر نمی چرخاند، محکوم مرده است.

خوزه لوئیس در اکتبر 1977 اعدام شد و اسپانیا استفاده از آن را در 1978 ممنوع کرد. آخرین کشوری که از قوانینش اعدام با گاروته را حذف کرد آندورا (کشوری اروپایی که هنوز خیلی مانده کل جمعیتش به 100هزار نفر برسد) بود که در سال 1990 او هم استفاده از آن را قدغن اعلام کرد. هرچند آندورا در قرن بیستم فقط یک بار، آن هم در سال 1943، شاهد استفاده از گاروته بود. با این حال اگر بخواهیم غیر رسمی نگاه کنیم همچنان در بعضی از قسمتهای هند از گاروته برای کشتن انسانها استفاده می شود.

Advertisements

5 پاسخ به “وحشی گری، پاسخی برای خشونت

  1. abed اکتبر 6, 2011 در 12:00 ق.ظ.

    جالب بود.من فقط گيوتين رو ميدونستم و طناب دار.

  2. olympus mons اکتبر 6, 2011 در 2:50 ق.ظ.

    وحشی گری، پاسخی برای خشونت … بهترين تيتر رو انتخاب كردين. دردناكه ، جدا دردناكه . طراح اعدام هايي اينچنين و لوئیس چروتو ها تفاوتي ندارند.هر دو به يك اندازه جانايتكارند…

    • سراب ساز سودا ستیز اکتبر 6, 2011 در 12:24 ب.ظ.

      هر دو جنایتکارند، اما جنس جنایتشان متفاوت است. خوزه لوئیس مریض است، بیمار است، مشکل دارد، حسرت دارد، خشم دارد، نیاز دارد، یک انگل و کثافت است و با وجود اینکه نمی توان هیچ توجیهی برای کارهایش داشت، اما می توان فهمید که او مسئله دارد، جامعه هم این را می پذیرد و با آن برخورد می کند. سازندهء این دستگاه نشسته است، پشت میزش، قهوه اش را خورده، طراحی اش را کرده، وقت گذاشته، فکر کرده، تا وسیله ای بسازد که انسان را زجر بدهد! بعد یک عده طرح او را خریده اند قاعدتاً و احتمالا تشویقش هم کرده اند. اینجاست که آدم واقعا می ماند کدام یکی از این دو نفر را باید بیمار بخواند!

  3. مادیان وحشی اکتبر 6, 2011 در 8:23 ق.ظ.

    موندم اونی که دسته هه رو می چرخونده عجب جلادی بوده!
    کلا» جلادا چه جور آدمائین؟
    چه جوری می تونن آدمی که دست و پاش بسته اس و نمی تونه از خودش دفاع کنه رو بکشن؟
    شاید یه چیزی مصرف میکنن که بیخیال می شن
    ما که هر کی هر بلایی سرمون آورد تصمیم گرفتیم ازش بگذریم ، بی خیال شیم، که دلِ انتقام هم نداریم…

  4. nazanin سپتامبر 2, 2012 در 9:01 ب.ظ.

    خشونت بسیار جای حرف زدن داره اما من از طرز این اعدام و خشونت مورمورم شد !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: