سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

گودر می رود و با خودش می برد

گودر (گوگل ریدر) تعطیل شد. اصل مطلب این است که من پیش از آنکه یک گودری باشم، یک وبلاگ نویسم و گودر در حقیقت برایم ابزاری بود در راستای خدمت دادن به وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی ام. حالا گودر به فنا رفته و کاربری اش عوض شده. اولین سئوالی که برای من پیش می آید این است که حالا که چیزی به اسم به اشتراک گذاری نوشته در گودر وجود ندارد، نوشته هایم را چند نفر می خوانند؟ همین سئوال باعث می شود که دستم را از روی کیبرد بردارم و بیشتر به پاسخ مایوس کنندهء این سئوال فکر کنم.

من یک وبلاگ نویسم و باورم این است وبلاگ دفترچه شخصی نگارنده نیست. من می نویسم برای مخاطبینم، من «من ِ» بیرونی ام،  ظاهری ام، ساده شده ام، نمادینم را اینجا پیش چشم عموم می گذارم و از خواندن کامنتهایشان در وبلاگ و دیدن لایکهایشان در گودر لذت می برم. من «من ِ» درونی ام، باطنی ام، پیچیده ام، واقعی ام را جای دیگری و با آدرس دیگری می نویسم، پس من از آنهایی هستم که وقتی سراب ساز سودا ستیز می شوم مخاطب برایم در اولویت قرار دارد. و حالا این مخاطبین گم شده اند! نه من آنها را می توانم پیدا کنم و نه آنها من را و این فاجعه زیر سر گوگل لعنتی ست که با قربانی کردن فرزند بزرگش (گوگل ریدر) می خواهد برای فرزند تازه بدنیا آمده اش (گوگل پلاس) خوراک فراهم کند و دردناک اینجاست که متاسفانه فرزند نوپا کمی خنگ از آب در آمده است!

حالا من نشسته ام اینجا ناله می کنم و غر می زنم و در پس زمینه به این فکر می کنم که همین ناله و غر را چند نفر می خوانند!!

15 پاسخ به “گودر می رود و با خودش می برد

  1. پروانه کوچولو نوامبر 2, 2011 در 11:28 ب.ظ.

    آمار امروز بلاگم که 0 بازدید کننده داشت صحتی است بر این پست!!!:(((

  2. آرزو نوامبر 3, 2011 در 1:24 ق.ظ.

    تعطیل شدن گودر اتفاق خوبی نبود. ولی مطمئن باش آن‌ها که به وبلاگی دل بسته‌اند به این راحتی‌ها رهایش نمی‌کنند. مدت زیادی نیست که می‌خوانم این‌جا را اما دوست دارم‌ش.

  3. امیر هاشمی نوامبر 3, 2011 در 1:55 ق.ظ.

    میگن یه سایت جدید داره میاد که عین گودره. فکر کن دوباره چقدر بگذره تا ملت همو پیدا کنن. تازه اگه به همون باحالی باشه.

    • سراب ساز سودا ستیز نوامبر 3, 2011 در 2:32 ق.ظ.

      خب معلومه که هیچوقت نمیتونه جای اون رو بگیره. تا اون بخواد جا بیوفته نسل گودر کمرنگ شدن و جای خودشون رو دادن به یه عده دیگه. گودر یه تجربهء خوبی برای همه ما بود که تکرار نمیشه. مثل تجربه شبکه پیام، مثل تجربه اورکات، حالا یکی دیگه هم بهش اضافه شد: تجربهء گودر.

  4. مادیان وحشی نوامبر 3, 2011 در 9:47 ق.ظ.

    فرزند جدید مبتلا به سندرم داون است. با بهترین متخصصان هم درمان نمی شود. آلن فکر میکند میتواند با کمک گودری ها فرزندش را روی پا نگاه دارد. اما بعید می دانم گودری ها تمایلی به فسفر سوزاندن برای فرزند عقب افتاده او داشته باشند…

    • هیچـــــ نوامبر 3, 2011 در 2:06 ب.ظ.

      من هم با این نظر موافقم … درسته که این فرزند کوچیک مثه همه ی بچه ها بزرگ میشه و رشد میکنه و چیزای جدید یاد میگیره اما سندروم داون آخرش ی جایی خودشو نشون میده و تو مایوس میشی و غمگین به گذشته خوب و خوش رنگت با فرزند بزرگتر فکر میکنی

      • سراب ساز سودا ستیز نوامبر 3, 2011 در 4:49 ب.ظ.

        « حرف آخر : «تموم شد» … این آخرین پست وبلاگ دارویی به نام باور است! » حالم رو بدترش کردی که پسر با این آخرین پستت. اومدی در مورد بچه ها حرف میزنی، اما خودت بچت رو 6 ماه پیش خفه کردی؟ این که بدتره که.

  5. فائزه نوامبر 3, 2011 در 11:45 ق.ظ.

    بنده از همین تریبون اعلام می دارم که از نیمچه گودری که باقیمانده همچنان خواننده پست های بردیای عزیز می باشم😀
    ولی مشکل اینجاس که قبلا می تونستیم همونجا لایکی کامنتی چیزی از خودمون در کنیم که بگیم اِهِم، خوشم اومد، و یا خوندمت
    حالا یه کلک رنجه باید بکنیم و بیایم تا این فیدبک رو اعلام کنیم… که خب این یعنی بازگشت به سیستم قدیمی ِ وبلاگ خوانی
    حالا اسم این پسرفته یا پیشرفت، نمی دونم
    مهم اینه که تو بنویسی و ما هم بخونیممت… همین🙂

  6. Mute Vision نوامبر 3, 2011 در 12:02 ب.ظ.

    من از اولش با گودر میونه ی چندانی نداشتم پس هستم کماکان در خدمتتون😉

  7. طناز نوامبر 3, 2011 در 5:47 ب.ظ.

    از هذيان تا همين جا تو رو به عنوان يك وبلاگ نويس خوش خط دنبال مي كنم و در عين حالي كه از بسته شدن گودر ناراحتم كمي هم اميدوارم به اينكه نظرات وبلاگ بتونه جاي لايك رو كه به نظر من خيلي هم بهتر هست پر كنه

  8. شهرزاد نوامبر 3, 2011 در 6:21 ب.ظ.

    در مورد وبلاگ نویسی: به نظر من مهمتر از آمار و بازدیدها، خود بلاگر است که دوست دارد ذهنش را بر روی صفحه ای مجازی بیرون بریزد آنهایی که از خواندنش لذت ببرند به هر حال می خوانندش .الان اگر اشتباه نکنم همین بلاگ اسپات که من خیلی دوستش دارم🙂 و اشتراک دارم ،یک سال است فیلتر است شاید هم دو سال، خواننده های من که تقریبا تمام شدند و رفتند..خب این خوب نیست ولی دلیل نمی شود به این خاطر دیگر ننویسم چون من از اول هم کوچه هنرم را فقط واسه دل خودم ساختم..

    در مورد گودر: گودر فوق العاده بود و اصلا با گوگل پلاس قابل قیاس نبود، من نمی فهمم اصلا چرا حذف شده؟! برایم عجیب است یک کم
    گوگل پلاس هم صادقانه ..اصلا نتونست به جنگ فیس بوک برود🙂
    می خوانمتان
    برقرار باشید

  9. مترسک نوامبر 4, 2011 در 7:27 ق.ظ.

    ما نیز اعلام وجود می نماییم.

  10. خــآتـون خــآموش نوامبر 4, 2011 در 3:08 ب.ظ.

    ما که هستیم و همینجا میخونمیتون سرابی جان شما هم مطمئن باش مخاطب اگه مخاطب باشه میگرده و پیدات میکنه..

  11. mandalacircle نوامبر 26, 2011 در 10:19 ب.ظ.

    مخاطب همیشه نویسنده شو پیدا می کنه. مخاطبی ارزش داره که دنبال خواسته هاش بگرده و برسه و ولش نکنه . اونی که سرسری گذرش به گذر آدم می خوره ارزشی نداره.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: