سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

اینجا همانجاست که نباید باشی

«غم انگیز است اگر تو را نخواهد؛ مسخره است اگر نفهمی؛ احمقانه است اگر اصرار کنی.»

(از تجربیات شخصی ِغمگین ترین مسخرهء احمق)

.

Advertisements

16 پاسخ به “اینجا همانجاست که نباید باشی

  1. رها مشق سکوت دسامبر 18, 2011 در 12:52 ق.ظ.

    و قدرتی عجیب میخواهد که بگذاری و بگذری

  2. Mute Vision دسامبر 18, 2011 در 1:53 ق.ظ.

    بعضی جوهرها حلّال ندارند رفیق .

  3. سپیده دسامبر 18, 2011 در 8:27 ق.ظ.

    هر وقت احساس کردی پیش کسی یا جایی پذیرفته نیستی،هر چی سعی کنی جو رو به نفع خودت تغییر بدی،بیشتر از چشم می افتی!

    (فیس بوکِ خودم)

  4. mandalacircle دسامبر 18, 2011 در 3:49 ب.ظ.

    رقت انگیز است اگر هنوز درد بکشی! یک غمگین مسخره احمق رقت انگیز اینو میگه!

  5. شهرزاد دسامبر 18, 2011 در 7:21 ب.ظ.

    من داشتم در پی این جمله، به این فکر می کردم که آن آدم که اینگونه غم دنیا را بر دوشت می گذارد و زندگی را برایت تیره و تار می کند، همان آدم هم همان دنیا را برایت رنگی و زنده و قابل تحمل می کند… جریان چیست؟! : ) خنده دار نیست؟

    • سراب ساز سودا ستیز دسامبر 18, 2011 در 10:42 ب.ظ.

      اتفاقا به نظرم به هیچ وجه خنده دار نیست شهرزاد. مسئله دقیقاً همینجاس که اون آدم بخاطر ذاتِ بودنش میتونه زندگی را برات رنگی و قابل تحمل کنه. و کاملاً بخاطر عدم بودنش میتونه اون رنگ رو از زندگیت بگیره. اما یه اتفاقی این وسط میوفته. فرض کن تو سفیدی. و یک چیزی میاد تو زندگیت که تورو سبز، آبی، یا هر رنگ دیگه میکنه. وقتی اون رنگ رو از تو بگیرن، تو به حالت سفید بر نمیگردی. تو بی رنگ میشی، Transparent میشی. یه چیزی میشی که از اینور اونورت معلوم میشه. اینجاس که «نبودن» با «عدم بودن» خیلی فرق میکنه.
      پ.ن: اما… الان مشکل من یه چیز دیگه س!

      • شهرزاد دسامبر 19, 2011 در 1:29 ق.ظ.

        درسته. رفتن اون آدم همون رنگ سفید رو هم ازت می گیره. این بی رنگی را بسیار به جا گفتید و این بی رنگی رو دیگه هیچ رنگی هم نمی تونه پر کنه..میشه یک حفرۀ خالی ِ بی رنگ..
        پ.ن:بله من منظورتون رو در جمله تون گرفتم. ولی در پی اش چراغ قرمز این توضیحات توی مغز خودم روشن شد؛ که اینها رو گفتم. در مورد نوشتۀ شما، از نظر من هر سه غم انگیزند حتی نفهمیدن و اصرار ورزیدن غم انگیز تر از خواسته نشدن، این غم را هیچ کارش نمیشه کرد باید باهاش کنار اومد تا اینهم بره و جزو اون تجربیات تلخ و مسخره و ضروری قبلی زندگیت بشه و لایه لایه پوست آدمی را کلفت تر کند برای تحمل لابد غم های بزرگتر!

  6. mrp4r4d0x دسامبر 18, 2011 در 11:16 ب.ظ.

    ببین من همیشه واسه خودم تو توهماتم یه دنیا میسازم بد توش آدما رو سلکشن میکنم که مثلا کیا توش باشن
    اولین نفر تویی

  7. ع.ف دسامبر 19, 2011 در 12:01 ق.ظ.

    اينطوري كه بش نگا كني دقيقا هميني ميشي كه گفتي!

  8. رویا ژوئیه 21, 2013 در 11:13 ق.ظ.

    پیشنهادی دارم برات عزیزم
    به کمر بند شلوارت یه سند آپارتمان ببند شاید بخوادت…اگه جواب نداد سند یه ماشین رو هم ببند به اون سند آپارتمان و الی آخر
    جواب میده…فک کنم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: