سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

عشق بیست و چهار ساعته

قرارمان همین است، یک عشق 24 ساعته. از 12 امشب تا 12 فردا. که من بنشینم کنارت، وقتی که خوابی، سیر تماشایت کنم. که دست ببرم لای موهایت و سرم را بیاورم نزدیک و ریه ام را پر کنم از تو. که با هر تکانت دلم بلرزد و با هر نفست نفسم بگیرد. که تو غلت بزنی، من جایم را عوض کنم، تا صورتت رو به صورتم باشد. که سنگین شود خوابت و بیایم کنارت و چشمم را ببندم و آغوشم را باز کنم. که صبح که بیدار شدی نوشته ای ببینی کنارت، جمله ای، حرفی، که وقتی خواب بوده ای برایت نوشته ام. که حس کنی گرمای بوسه ای که قبل از رفتنم بر پیشانی ات نشسته است. که ظهر با تو قرار عصر را بگذارم، همان کافهء همیشگی، همان میز همیشگی، با تویی که همیشگی نیستی، که قرارمان همین است، یک عشق 24 ساعته.

قرارمان همین است، یک عشق 24 ساعته. از 12 دیشب تا 12 امشب. که برویم قدم بزنیم. که دستت به من باشد. که نگاهت بر من باشد. که خنده ات با من باشد. که برویم هرجا، بی هدف، بی دلیل. که هرچه دستفروش می فروشد را دلت بخواهد، بی هدف، بی دلیل. که برایت گل بگیرم از دستفروش و فال بگیرم و دستبند و شال، با هدف، با دلیل، که تو هدفی و دلیل، نه برای همیشه، که قرارمان همین است، یک عشق 24 ساعته.

قرارمان همین است، یک عشق 24 ساعته. از کمی پیش تا کمتر مانده. که برویم خانه و از آسانسور بیرون نیاییم تا بوسه هایمان نیمه کاره نمانند. که کلید که انداختم، لباسهایت پخش در هوا شوند و لباسهایم پهن بر زمین. که نفسم از ریه ات خارج شود و نفست بر ریه ام داخل. که یکی شویم. که سفت شویم در هم و قفل شویم بر هم. که بعدش دستت را بگیرم و ببرمت روی تراس و سیگاری روشن کنم و بگذارم گوشهء لبت. که سیگاری با تو دود کنم و ساکت، نه به تو، هم جهت با تو، خیره شوم به هر جای نامعلومی که خیره شده ای. که لباسهایم را بپوشم و پیشانی ات را ببوسم و بروم، برای همیشه. که قرارمان همین بود، یک عشق 24 ساعته.

32 پاسخ به “عشق بیست و چهار ساعته

  1. صبور دسامبر 19, 2011 در 8:50 ق.ظ.

    چه همه خواستنی است این عشق
    چه همه ویران می کند خاطره ی این عشق

  2. مادیان وحشی دسامبر 19, 2011 در 9:53 ق.ظ.

    بیست و چهار ساعت تمام می شود خیلی زود…
    خاطره اش ادم را به گا می دهد و تمام نمی شود به این راحتی ها …

  3. فرزانه دسامبر 19, 2011 در 10:08 ق.ظ.

    یادم نیست اسم فیلم چی بود
    یه دختر و پسری تو بار با هم آشنا میشن در حالی که هر دوتاشون دوست پسر/دختر داشتن
    دختره شب با پسره میره به پسره میگه نمیذارم هیچ گهی، به زندگیم و سکسم ضربه بزنه
    هر وقت دلم بخواد خوشی میکنم چه اون باشه چه قهر کرده باشه و رفته باشه

    یه شب و روز با هم هستن و بعد هر کی میره پی زندگیش
    اینم یه مدلشه.

  4. mandalacircle دسامبر 19, 2011 در 10:46 ق.ظ.

    گاهی از سال ها فقط همین یک 24ساعت باقی می مونه… زمان می گذره هزار بار لذتو تجربه می کنی ولی ذهنت فقط با خاطره همین 24ساعت عشق بازی می کنه. طول زمان مهم نیست، عرضش هم حتی مهم نیست….
    عمق… فقط عمق… که غرق بشی تو همه لحظه هاش، تو بدنش، تو نفسش، تو از خود بیخودی خودت…

  5. پروانه كوچولو دسامبر 19, 2011 در 11:00 ق.ظ.

    رسما تو فضام

    نمي دونم الان دوسش داشتم يا ازش متنفر بودم.

    اين از اون متن هاته كه آدم عاشقش ميشه!!!!

  6. رها مشق سکوت دسامبر 19, 2011 در 11:05 ق.ظ.

    24 ساعتی به حرمت تمام ِ زندگی. نه، درست ترش اینه، 24 ساعت به معنای زندگی

  7. Hadi دسامبر 19, 2011 در 12:58 ب.ظ.

    و اگه همیشگی شد . تکلیف چیه ؟! بده یا خوبه ؟؟! اگه هم بشه . البته همیشه اون دیدار اول یا بوسه اول یا حتی 24 ساعت اول ! یه چیزه دیگس لعنتی . پس بیایید به پاس این 24 ساعت ، 24 ثانیه به اون اولین هامون فکر کنیم ! و بعد » لتس گو دوود » ! : |

  8. Nemo دسامبر 19, 2011 در 1:29 ب.ظ.

    در پایان همین بیست و چهار ساعت مرگ را ترجیح می دهم. چرا که زندگی را تمام و کمال زیسته ام

  9. Hadi دسامبر 19, 2011 در 3:35 ب.ظ.

    آآآآآخخخخخخخخ !! ( صدای شکستن .. ) قول ، قرار ، قول ، … یاد بهترین فیلمم افتادم . که اینو بهش باور دارم که تا دنیا دنیاست همیشه اولینم باقی میمونه ( Before sunrise/sunset ) قرار بود .. قرار گذاشتن … از اون اولین 24 ساعتشون لذت بردن / بردم ! واقعن هم بردن .. ولی باز … قول دادن …. قرار گذاشتن … ( لعنتی همه فیلم سکانس برترم بود / نداشت قسمتی که برترینش باشه ، همش بود … ) ….هییییییی : | ….. ( حالا نمیدونم شماام رو قول و قرارتون میمونین یا …. شاید بعد ها معلوم شه …. )

  10. میس سودیز دسامبر 19, 2011 در 11:48 ب.ظ.

    پانزده دقیقه دیگه تمام میشه دود میشه میره کنج خاطراتت میشینه…باید بغضم قورت بدم ..باید چی بگم…خوب بود..با اینکه نشد کوچولو بشم بیام تو بغلش…با اینکه نشد بخوام سنگین بخوابم موهامو بزنه کنار…با اینکه سیگاری هم نبود…
    اما بغضم ترکید….چکید رو مانیتور…

  11. Hadi دسامبر 20, 2011 در 12:36 ق.ظ.

    نه . شاید یکم تشابه داشته باشه خیلی کم ! با فیلمی که فرزانه میگه ! ولی اینی که من گفتم نیست !! نمیدونم کدوم فیلم رو میگن ! به هر حال منو خیلی یاد این فیلم میندازه … قول …و …. قرار …. : (

  12. bienteha دسامبر 20, 2011 در 9:27 ق.ظ.

    برای من هم همیشگی است؛ اما نه عشق، که سکوت و تنهایی و سرما!!!

  13. mrp4r4d0x دسامبر 20, 2011 در 11:54 ق.ظ.

    ینی با نوشته هات زندگی میکنم..
    زندگی..

  14. سپیده دسامبر 20, 2011 در 12:37 ب.ظ.

    دست خودم نیست…نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم.
    لا اقل کلمه «عشق» رو نباید روش گذاشت.

  15. شهرزاد دسامبر 20, 2011 در 8:14 ب.ظ.

    عشق نیست
    نه اینکه هوس باشد ولی عشق هم نیست.

  16. خـــآتون خــــآموش دسامبر 21, 2011 در 12:45 ب.ظ.

    من نمی تونم هضمش کنم ..کاش میشد که اگه میش اینجوری خیلی از مشکلات حل میشد اما برای منی که منم امکان پذیر نیست ..

  17. ع.ف دسامبر 22, 2011 در 12:15 ق.ظ.

    اين عشق ها ته تهشان غم دارد.حالا ميخواهد دردش در انكارش باشد يا نه في المثل!

  18. Hadi دسامبر 24, 2011 در 5:49 ب.ظ.

    My girl, my girl, don’t lie to me,
    Tell me where did you sleep last night.

    In the pines, in the pines,
    Where the sun don’t ever shine.
    I would shiver the whole night through.

    ( BA Jiiiigh !!!!. … va ba ….Giutar Zadadn !!! x )
    My girl, my girl, where will you go?
    I’m going where the cold wind blows.

    In the pines, …the pines,
    ……… sun,
    ……….shine.
    I shiver the whole, night through!

  19. negz دسامبر 25, 2011 در 3:53 ب.ظ.

    باور کنید لذتهای دنیا وقتی محدود و کنترل شده باشند کیفشان بیشتر است…

  20. negz دسامبر 25, 2011 در 3:54 ب.ظ.

    دلم برای خواندنت تنگ شده بود سراب جان😉

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: