سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

اتوبوس خودش یک دانشگاه است

آخرین باری که سوار اتوبوس شده بودم کرایه اش در گرانترین مسیر یک بلیط 10 تومانی بود. این روزها اما باید جایی بروم که طرح ترافیک هیچ راه دیگری به جز اتوبوس سواری برایم باقی نمی گذارد. حالا شما هر چه می خواهید بگویید، اما من فهمیده ام که اتوبوس خودش یک دانشگاه است! یک درس دو واحدی رفت، یک درس سه واحدی برگشت: مردم شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، زیست شناسی، جرم شناسی، تربیت بدنی، تقویت ذهنی، ارتباطات، فیزیک، شیمی، ادبیات کلامی، ادبیات رفتاری، علوم مذهبی، همراه با آزمایشگاه و بصورت کاملا عملی.

مردم شناسی که جزو دروس تخصصی ست. شما یک نمونهء آماری از اقشار مختلف مردم را یک جا جمع کرده اید. جامعه شناسی نشان می دهد که چگونه هر اتفاقی در محیط خارج می تواند جامعهء درون اتوبوس را از همه نظر تحت تاثیر قرار دهد. اقتصاد را آنجا می فهمید که چگونه می توان یک مسیر 200 تومانی را مجانی یا با 500 تومان سفر کرد و این بستگی به این دارد که شما زرنگ تر باشید یا آقای راننده. در زیست شناسی خواهید آموخت که چگونه یک موجودی پیدا می شود که می تواند تا این حد بوی سگ مرده بدهد و زیر بغلش در حلق شما باشد و هنوز هر جفتتان زنده باشید. جرم شناسی که کاملا عملی برگزار می شود. یک نفر را می بینید که دست در جیب دارد. اما بعد می فهمید که این دست خودش نیست، دست یک نفر دیگر است. آنوقت شما باید از جیب شروع کنید و به صاحب دست برسید که این خودش بخش مهمی از نمرهء پایان ترم را تشکیل می دهد.

در تربیت بدنی خواهید آموخت که چگونه آنقدر انعطاف داشته باشید که در یک فضای 1 متر مکعبی، زیر صندلی، روی میله ها، لای در، پشت پنجره، روی دوش آقای راننده یا هر جای خلاقانهء دیگر جا شوید. تقویت ذهنی جزو دروس سخت است. باید آنقدر ذهنتان قوی باشد که نسبت به چیزهایی که می شنوید و می بینید عکس العمل انتحاری نشان ندهید. در این درس خواهید آموخت که همیشه اکثریت مردم حاضر در اتوبوس طرفدار آن یکی سر ماجرا هستند، نه آن سری که پیش شماست. در ارتباطات یاد خواهید گرفت که چگونه پیامکی که برای دو نفر آن طرف تر از شما آمده را بخوانید، بفهمید و برای دو نفر این طرف ترتان تعریف کنید. البته یک واحد آزمایشگاه هم دارد که کمتر کسی از پس گذراندن آن بر می آید، آن هم پاسخ دادن به گوشی، قبل از آنکه قطع شود، در شرایطی که گوشی در کیف یا جیبتان ست و دستهای شما در آن فشار جمعیت به میلهء بالا سرتان چسبیده است.

فیزیک خیلی مهم است. در آن یاد خواهید گرفت که به چه میزان فشار و حرارت نیاز است که محیط اشباع شدهء اتوبوس تبدیل به محیط فوق اشباع شود. شیمی البته کمی پیچیده تر است. یعنی به نوعی این فشار چگونه می تواند از ترکیب دو انسان یک موجود عجیب و غریب با چهار دست و چهار پا و دو کله بسازد، به شکلی که شما نمی توانید درست تشخیص بدهید در ابتدا کدام دست برای کدام کله بوده است. ادبیات کلامی و رفتاری، زیرشاخهء ادبیات اتوبوسی، دارای اصطلاحات، کلمات و رفتار و منشی ست که شاید هیچ جای دیگر نظیرش را نشنوید و نبینید. بصورت تضمینی این درس می تواند، در یک هفته پس از شروع دوره، به فهرست فحش هایی که بلد هستید حداقل 10 مورد اضافه کند. علوم مذهبی در اتوبوس به شکلی کاملا ویژه نشان می دهد که سایش و فرسایش، به شیوهء ور رفتن های خودخواسته و انگولک شدن های ناخواسته، در محیطی کاملا تک جنسی چگونه می تواند پایه های ایمان را محکم کرده و از سست شدن امیال عجیب و غریب شهوانی جلوگیری کند به شکلی که شما همچنان بر قلهء خداپرستی نشسته باشید و طرف خودش تنش می خواریده که شما زحمت خواریدنش را با رشادت تمام کشیده اید.

اتوبوس خودش یک دانشگاه است، فقط کسی که وارد آن می شود معمولا از آن فارغ نمی شود و محکوم به مرور چندین بارهء درسها تا یک زمان طولانی خواهد شد.

7 پاسخ به “اتوبوس خودش یک دانشگاه است

  1. mandalacircle دسامبر 28, 2011 در 9:44 ق.ظ.

    خدا را شکر در این مملکت هیچ کمبودی از نطر دانشگاه نداریم و همه از آن بهره مند هستند. اتوبوس و تاکسی و مترو و خیابانمان، اداره و بیمارستان و رستورانمان. رادیو و تلویزیونمان هم که گل سرسبدند!

  2. fanoos دسامبر 28, 2011 در 11:37 ب.ظ.

    خیلی خوب.یک طنز اجتماعی جذاب
    اما درواحد جامعه شناسی این دانشگاه چند فصل دیگرهم هست که چیزهایی برای یاد گرفتن دارد.
    وقتی دختر جوانی جای خود را به پیرزنی میدهد وامواج مثبت دعای خیر او فضا را پر میکند. وقتی دختر بچه ی یکی دوساله ای با چشمهای درشت وتیله ای اش چهره ی مسافران را تماشا میکند و هر کس هرچقدر غمگین، هرچقدر خسته، برایش شکلکی در میآورد و او چنان معصومانه میخندد که همه برای لحظه ای غمها را از یاد میبرند.
    وقتی کسی آدرسی میپرسد و دیگران چنان احساس مسئولیت میکنند که گاهی برای یک مقصد ده مسیر پیشنهاد میشود. وقتی اتوبوس راه می افتد وزن میانسالی دوان دوان دست تکان میدهد و مسافرها داد میزنند «آقا نگه دار» واو سوار میشود و هر چند جا تنگتر اما انگار همه راضی اند که او هم به اتوبوس رسیده و..
    واقعا اتوبوس هم یک دانشگاه است.

  3. Mehdi Malekzadeh دسامبر 29, 2011 در 8:58 ب.ظ.

    میدونین جالبتر از همه(حتی از اون دختربچه ي چشم درشت)اونجاست که گاهی چشم تو چشم میشی با بعضی ها که مثل بقیه روشون رو برنمیگردونن،اخم نمیکنن،آروم بلخند میزنن…دوس دارمشون…میون همه‌ی چهره‌های جورواجو،میون همه‌ی کثافتایی که گفتی…آروم لبخن میزنن…
    منم سعی میکنم همیشه بزنم…خوب میشه اگه همه سعی کنن…

  4. MarMar دسامبر 30, 2011 در 3:34 ق.ظ.

    خووووووووووووووووووووب ! من خندیدم !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: