سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

مریض مجرم نیست! بیمار است

اصلاً باید قانونی بگذارند که هیچ آدم تنهایی نباید مریض شود. آدم وقتی مریض می شود حساس می شود، وقتی که حساس می شود بیشتر حس می کند، وقتی که بیشتر حس می کند خیلی چیزهایی که در شرایط عادی نمی فهمیده را می فهمد، و آدمی که نمی فهمیده اگر یکهو بفهمد که می فهمد، فاجعه به بار می آید.

باید یک طوری یک قانونی بگذراند که هیچ آدم تنهایی مریض نشود، که بدبخت نفهمد خیلی چیزها را ندارد که اگر بفهمد دردش بیشتر می شود. اصلاً آدم مریض دلش هزار کوفت می خواهد که اگر تنها باشد دستش از نهصد و نود و هفت تای آن کوتاه می شود. باید یک قانونی بگذارند که هیچ آدم تنهایی مریض نشود، اگر هم می شود فقط می تواند دلش سه چیز بخواهد: قرص ویتامین سی، سوپ شلغم، شیرعسل. اصلاً باید یک جایی یک قانونی باشد که هیچ آدمی تنها نباشد، می خواهد مریض باشد یا نباشد. اصلاً هیچ کسی نباید هیچوقت تنها باشد که اگر تنها نباشد اصلاً معنی ندارد که مریض بشود.

حالم بد است… شیرعسل من کجاااااست؟

14 پاسخ به “مریض مجرم نیست! بیمار است

  1. مادیان وحشی ژانویه 4, 2012 در 9:35 ق.ظ.

    آدم وقتی مریض است دلش می خواهد یک نفر باشد و همه این ها را با عشق به خوردش بدهد ! حالِ الانِ من !

  2. mandalacircle ژانویه 4, 2012 در 3:32 ب.ظ.

    فکر کنم سیستم انتخاب طبیعی دارد آدم های تنها را حذف می کند!

  3. خـــآتون خــــآموش ژانویه 4, 2012 در 9:38 ب.ظ.

    در واقع باید بگم آدم تنها که مریض میشود خب بیخود میکند مریض می شود …

  4. فائزه ژانویه 5, 2012 در 9:10 ق.ظ.

    چقدر این نوشته ت دردم آورد پسر… چقدر دردم آورد…

    اصلا کاش من می توانستم بیایم برایت یک سوپ بار بگذارم و بعد بروم..
    ولی نه..
    تنهایی ت چی میشد آن وقت …

  5. آنکور ژانویه 6, 2012 در 6:28 ب.ظ.

    ه بدبخت نفهمد خیلی چیزها را ندارد که اگر بفهمد دردش بیشتر می شود. اصلاً آدم مریض دلش هزار کوفت می خواهد که اگر تنها باشد دستش از نهصد و نود و هفت تای آن کوتاه می شود.

    اوهوم موافقم…
    فکر کنم آدم تنها که میشه یه پروسه هر چه بیشتر تنها شدن و هر چه بیشتر بدبخت شدن واسش پیش میاد

  6. طرقه ژانویه 6, 2012 در 9:54 ب.ظ.

    گفت احوالت چطور است/ گفتم‌اش عالی‌ست/ مثل حال گل/ حال گل در چنـگ ِ چنگیــــز ِ مغول.

  7. marsabani62مرثا ژانویه 8, 2012 در 12:33 ق.ظ.

    یه سری پام شکست، یه دوستی خیلی هوامو داشت که احساس تنهایی نکنم🙂

  8. مرثا ژانویه 8, 2012 در 12:33 ق.ظ.

    چرا اسم منو همچین نمایش داد؟

  9. marmar ژانویه 8, 2012 در 2:52 ق.ظ.

    اینو یه جور خاصی دوس دارم .
    هی خوندمش . آخر مجبورم کرد بنویسم که دوسش دارم .
    میفهمی چی میگم . . .

  10. مهدی ملک‌زاده فوریه 6, 2012 در 2:22 ق.ظ.

    تاثیری هم دارد؟بودن و نبودنش؟من که فکر می‌:نم همه‌اش توهم است.بعضی‌ها فقط ادا در می‌آورند که هستند…

  11. nazanin اوت 20, 2012 در 5:10 ب.ظ.

    آخ !
    من اینو خواب دیدم قبلن… همین پوزیشنی که الان نشستم و همین متن و می خوندم … وسط خوابم هم یهو به خودم گفتم من اینو خواب دیدم و حتی چشم که لغزید رو به سمت پایین همین عکس آنکور و دیدم که لایک کرده !!!
    شت … چطوری اینجور شد آخه ؟!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: