سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

همونجا بشین، صدات رو نشنوم

نشسته ای گوشهء خاطراتم و چشم به من دوخته ای. می آیی چیزی بگویی، دستم را می آورم رو به روی صورتم، انگشت اشاره را می گیرم جلوی لبهایم و آرام می گویم هیسسسس! سرت را می اندازی پایین، سرم را می گیرم بالا… کمی می گذرد و دوباره می آیی چیزی بگویی. دستم را می برم بالا، به نشانهء اینکه اگر صدایت بیاید محکم می خوابانم زیر گوش ت! سرت را می اندازی پایین، سرم را می گیرم بالا… چند لحظه بعد دوباره می آیی چیزی بگویی. دو دستم را می زنم به پهلو و زل می زنم توی چشمانت و می گویم: خفه شو! سرت را می اندازی پایین، سرم را می گیرم بالا.

…و حقیقت این است که تو همچنان نشسته ای گوشهء خاطراتم، سرت را گرفته ای بالا، سرم را انداخته ام پایین.

4 پاسخ به “همونجا بشین، صدات رو نشنوم

  1. Nemo ژانویه 7, 2012 در 9:57 ق.ظ.

    پروانه کوچولو فک کنم جرئت نداره به خودش اعتراف کنه

  2. مادیان وحشی ژانویه 7, 2012 در 11:03 ق.ظ.

    اینکه تو از اتاق خاطرات من بیرون نخواهی رفت هیچوقت، قبول
    مهم این است که حضورت به این اتاق قدیمی و متروک من ، رونق داده.
    مهم همین است برایم ! بمان ! همان گوشه بنشین و سرت را بگیر بالا. میخواهم هر وقت پایم را در این اتاق گذاشتم ببینمت زیبای من !

  3. غزالیات ژانویه 20, 2012 در 4:42 ب.ظ.

    کز کرده است گوشه ای از وجودم…ملول و بی رمق…نه تاب ایستادن و نه نای رفتن

    چند روزه می خوام بیام پلاس صدات کنم..اما خب…نشد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: