سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

مبارکت باشه بدبخت

+  ماه دیگه من و دختری که یه عمر عاشقش بودم ازدواج می کنیم
–   پس چرا خوشحال نیستی؟
+ چون داماد اون یکی دیگه س، عروس منم یکی دیگه…

21 پاسخ به “مبارکت باشه بدبخت

  1. صبور ژانویه 23, 2012 در 8:45 ب.ظ.

    سعدیا روی دوست نادیدن
    به که دیدن میان اغیارش

    چه تلخه

  2. Mute Vision ژانویه 24, 2012 در 12:06 ق.ظ.

    بردیا ، اومدم واسه این پست هوشمندانه و تراژیکت چیز بنویسیم . هی نوشتم هی پاک کردم . هی نوشتم هی دوباره پاک کردم .آخر سر فکر کردم تنها چیزی که می تونم بگم اینه که بگم دارمت پسر . همین …نه تنها برای این پست بلکه برای چندین و چندین ها پست قبلی که ازت خوندم .

  3. monaliza ژانویه 24, 2012 در 4:42 ق.ظ.

    Serfe inke dari ezdevaj mikoni yani bad bakhti?hala har khari mikhad aroos ya damad bashe.

  4. mandalacircle ژانویه 24, 2012 در 10:01 ق.ظ.

    می دونی خوندن پست هات چه جوریه؟! انگار یه استخونت شکسته باشه و یه نفر هی لگد بزنه بهش! خب لعنتی چرا انقدر درد مشترکی؟!!

    Nevermind I’ll find someone like you/ I wish nothing but the best For you too/ Don’t forget me/ I beg/ I’ll remember you still/ Sometimes it lasts in love/ But sometimes it hurts instead

  5. Hadi ژانویه 24, 2012 در 12:42 ب.ظ.

    خیلی سخته با واقعیت این گفت و گو کنار اومدن ! اصلن محاله !! واقعن عزم راسخی میخواد… من که فکر کنم اگه تو شرایطش بودم اصلن نمیتونستم : (
    پ.ن : کامنت بالا ( manda… ) …. : (

  6. fanoos ژانویه 24, 2012 در 7:39 ب.ظ.

    حالا دیگر وقت خاطره شدن یک عشق دیرین است.
    خاطره ای که حتی نباید مرور شود
    باید برود در پنهان ترین پستوی ذهن، گرد غبار رویش بنشیند ،و توهرگزغبار روبی اش نکنی تا بتوانی باقی عمر عاشق عروس زندگیت باشی
    تا خوشحال باشی

    • سراب ساز سودا ستیز ژانویه 24, 2012 در 11:59 ب.ظ.

      غباری که بشینه، با کوچکترین تکون، آروم ترین باد، ساده ترین حرکت، دوباره بلند میشه و همه چیو تار میکنه. یه چیزایی رو باید پذیرفت، که در گذشته یه اتفاقی افتاده که تاثیر خودش رو روی آینده گذاشته. هرچقدر هم تلاش کنی نادیده ش بگیری، اون تورو نادیده نمیگیره.

  7. آدمک ژانویه 24, 2012 در 9:28 ب.ظ.

    خرابمان کرد این پست….

  8. سپیده ژانویه 25, 2012 در 2:09 ب.ظ.

    اوخ اوخ همه جام سوخت لعنتی!!!

  9. مرمر ژانویه 27, 2012 در 12:33 ق.ظ.

    cheers darling . . .
    i die when he comes round to take you home
    im too shy i should have kissed you when we were alone . . .

    damien rice

  10. Mona فوریه 18, 2012 در 3:24 ق.ظ.

    azat khosham miad😐 yejooraei fazemun yekiye, mesle filme avator ke tahe domeshun tu ham gereh mikhord!.. shaad zi refigh

  11. کامو ژوئن 9, 2012 در 10:34 ب.ظ.

    اوه این جمله ی معروف رو هزار جا دیدم پس شما نوشتیش

  12. کامو ژوئن 11, 2012 در 10:45 ب.ظ.

    اگر بهت بگم کی اینجا رو به من معرفی کرده باورت نمیشه و مسلما کاسه کوزه این جا رو جمع میکنی(اگه محافظه کار باشی)
    در همین حد که بدجور!رصد میشی.به تعداد کامنتات نگاه نکن نویسنده های گردن کلفت مطبوعات که هیچ فصل مشترکی با افکار و نوشته هات ندارن نمیتونن به هم معرفیت نکنن یا جلوی خودشون رو بگیرن که تحسینت نکنن ولی اینجا خاموشن.
    خودمم نصفه سالی هست یواشکی میام و میرم:)
    تاکید میکنم مطمئنم باورت نمیشه واقعا از چه طیفی به اینجا راه پیدا کردم:)
    بهت تبریک میگم.خیلی از نوشته هات رو ناخودآگاه سیو کردم.شاید میخوام بدزدمشون.ولی نه .این یه اخلاق قدیمیه.هرچی خوشم میاد سیو میکنم هرچند عمرا دوباره نمیخونمشون.اما دلیل نمیشه یه روز یادداشت هات رو با اسم واقعی من نبینی:)
    شوخی میکنم.شوخی بی مزه ای بود.ولی بهتر از این نمیتونستم ازت تعریف کنم.در کلام نگنجد خلاصه

    • سراب ساز سودا ستیز ژوئن 12, 2012 در 12:21 ق.ظ.

      نه خداییش فکر میکنی این کامنتت منصفانه س؟ اینکه بیای بگی فلان و نگی فلان کیه! میخوای خوشحال نشم؟ قول میدم نشم! میخوای پررو نشم؟ نه بابا نمیشم! میخوای زیرلفظی بگیری؟ من خودم محتاج دعام! این چه حرکت ناجوانمردانه ایه آخه؟ تازه تهدید میکنی نوشته هامو میدزدی؟ هان؟ … جمع کنم برم؟ آقا ما جمع کردنی نیستیم. اینجا هفتمین وبلاگ منه و بعد از این دو تا بلاگ دیگه هم زدم! اینجا رو جمع کنم، جای دیگه! .. بیا حالا در گوشم بگو جریان از چه قراره. شاید بتونی توی یه مسئله ای که الان درگیرش هستم کمکم کنی.

  13. کامو ژوئن 13, 2012 در 11:22 ق.ظ.

    برات ایمیل میکنم(:-))
    چه فرقی میکنه آخه کی میخونه
    علاقه ی تو به نوشتن به جنون پهلو میزنه!حیفه فقط اینجا بنویسی.بهتره توی همشهری داستان یا مجله جدید داستان (که کلی آدم گنده توش هستن) نوشته هات چاپ شه

    • سراب ساز سودا ستیز ژوئن 13, 2012 در 2:01 ب.ظ.

      فرقی که نمیکنه کی میخونه. منتها وقتی میای میگی «یه کسایی میخونن» طبیعیه که آدم کنجکاوی کنه اونا کی میتونن باشن. درهرحال متاسفانه چون اهل مطالعه نیستم و شاید تعداد کتابایی که توی 5-6 سال اختیر خوندم به تعداد انگشتهای یک دست هم نرسه، واسه همین احتمالا اگر هم اسم ببری نمیشناسمشون. سلام منو بهشون برسون و بگو از طرف من ممنون که میخونیم (:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: