سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

افسانه ای از آینده

.

اگه یه روز اومدی و من اینجا نبودم، فکر نکن که ول کردم و رفتم… احتمالاَ تموم شدم.

.

 

Advertisements

7 پاسخ به “افسانه ای از آینده

  1. صبور بانو مارس 26, 2012 در 12:54 ب.ظ.

    آقای نویسنده شرمنده که عرض می‌شود اما این نوشته را دوست نداشتم. قلبم تیر کشید، فشرده شد، نه برای این که شاید دیگر ننویسید بلکه به خاطر تصویری که می‌خواستید در ذهن ایجاد کنید از نبودنتان. دوست نداشتم. تلخ بود. دردم آمد.

  2. Lady L مارس 26, 2012 در 2:02 ب.ظ.

    ینی خدا مرگ‌م بده رسمن!

  3. یه آقاهه مارس 26, 2012 در 5:28 ب.ظ.

    من یکی باور نمیکنم تموم شدنتو تو که کلوچه نیستی که تموم شی .

  4. عروسک سنگ صبور مارس 27, 2012 در 3:26 ب.ظ.

    آدم خسه می شه، از خستگی به بی حسی می رسه…

  5. آدمک مارس 27, 2012 در 11:59 ب.ظ.

    چرا میشه آقا میشه…آدم گاهی مثل یه آبنبات چوبی که گرفتی دستت و جلوی تلویزیون نشستی آب میشه میریزه…گند میزنه به دستت میچسبه …تموم شد رفت!

  6. fianceee مارس 28, 2012 در 5:28 ق.ظ.

    چقد افسانه ها کوتاه می شن در آینده.افسانه ی یک خطی.خود آزاری آدمو تموم می کنه.تمومش کن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: