سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

در خصوص انتظارات اخیر

دوست و یار عزیز من
درود بیکران بر تو باد،

می دانم رسیدنم همزمان با آن چیزی که انتظارش را داشته ای نبوده. می دانم که یادت رفته بود آمدنم از قبل برنامه ریزی شده و من اجازه ندارم یک دقیقه دیرتر یا زودتر پیش تو بیایم. می دانم که آن چیزی نبودم که آرزویش را داشتی، آن بویی را نمی دادم که دلت می خواست، آن رنگی را نداشتم که منتظرش بودی. می دانم که برای آمدنم نقشه ها کشیده و برنامه ها چیده و طرح ها ریخته بودی. می دانم وقتی من را با این ریخت و قیافه دیدی، تمام نقشه ها و برنامه ها و طرح هایت را دور انداختی و بیخیالم شدی. می دانم، تمام اینها را می دانم و بابت آن از عمق وجودم متاسف و شرمنده ام. خواستم بگویم من هیچ فایده ای ندارم اگر تو با آمدنم نخندی، اگر تو با دیدنم شاد نشوی. اگر نفس نکشی، من بویی ندارم. اگر چشمانت را ببندی، من رنگی ندارم. اصلا من هیچ ارزشی ندارم! تو هستی که با نفس و نگاهت به من ارزش می دهی، وگرنه من هیچ تفاوتی با آنکه رفته و آنکه بعد از من خواهد آمد ندارم. خواستم بگویم صبر کن! تازه رسیده ام. کمی فرصت بده، به هم عادت می کنیم، با هم نقشه می کشیم، با هم برنامه می چینیم و با هم طرح می ریزیم. می دانی که، من مطیع و گوش به فرمان تو هستم. اگر بخواهی، آخر سر همانی خواهم شد که انتظار داری.

در آخر اینکه: حواسم به تو ست، تو هم حواست به من باشد.

با عشق و علاقه و احترام،
امضا: « سال 1391 »

11 پاسخ به “در خصوص انتظارات اخیر

  1. آنوش مارس 30, 2012 در 2:55 ب.ظ.

    91 عزیز… کمی با ما مهربان باش لطفا»…

  2. mandalacircle مارس 30, 2012 در 5:08 ب.ظ.

    برم نگاه کنم ببینم برای من نامه نیومده؟!

  3. navat مارس 30, 2012 در 10:27 ب.ظ.

    عاشق این نامه هایت هستم.
    برای اولین، شاید هم دومین، بار گول خوردم! فکر کردم برای کسی نوشته ایش! دلم منتظر بود «برای مخاطب خاص» را آخر این پست ببینم. شاید همین بود که یادم رفت این نامه هایت را و گول خوردم:) کاش واقعاً… سال 91 من هنوز داره جور 90 رو میکشه! از خواهری خسته شدم. عین این مادرایی شدم که دیگه دلشون می خواد هرجوری شده پسراشونو دک کنن یه جوری:) اینطوری نمیشه! باید یه مخاطب خاص جور کنم واست! اینطوری نمیشه! من زیر بار این گول خوردنم نمیرم: )
    didi in bar zud umadam sar zadam!

  4. رزا مارس 31, 2012 در 1:10 ق.ظ.

    ای بردیا جــــان! تا عادت کنیم بهش هزار و چهارصدم اومده! اصلن نفهمیدیم چی شد! کی اومد، کی رفت! نود و دو منتظرتیم برادر!

  5. fianceee مارس 31, 2012 در 4:53 ق.ظ.

    می خوام خودمو گول بزنم و فک کنم همه چی از آپریل شروع شده.این چندماه و بی خیال شم و مبدا رو بزارم دوشنبه آپریل فرست.91ک واسه من نیومد.اما من واسه تمام ه سال های بعد از این می خوام خودی نشون بدم.حالا ک خودش نامه داده . امان خواسته تو هم باورش کن.

  6. fianceee مارس 31, 2012 در 4:55 ق.ظ.

    این هدر ات هم خیلی با حاله.

  7. nakedwritings مارس 31, 2012 در 8:41 ب.ظ.

    هِی ! نمی توانم باور کنم همان قبلی و قبلترها نیستی . فقط سال به سال به سِنَت اضافه می شود، بداخلاقتر و بی حوصله تر می شوی . من هم دارم مراعاتت را می کنم . مراعات بی مهری ها و بدخُلقی هایت را .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: