سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

این حالا نه، آن حالا

امروز سه شنبه است، کمی نزدیک ساعت 10 صبح. اینکه امروز سه شنبه است را هم من می دانم و هم شما. اما چیزی که من می دانم و شما نمی دانید این است که سه شنبهء من با سه شنبهء شما فرق می کند. منظورم این نیست که سه شنبهء من چیزی دارد که سه شنبهء شما ندارد و یا من سه شنبه ام را آن قدر منحصر بفرد ساخته ام که هیچ کدامتان نمی توانید نظیرش را تجربه کنید. خیر! به هیچ وجه قصد زیر سئوال بردن سه شنبهء شما را ندارم. با این وجود این احتمال وجود دارد که شما از سه شنبهء من با خبر باشید، اما تحت هیچ شرایطی ممکن نیست که من از سه شنبهء شما چیزی بدانم. البته منظورم این نیست که من خیلی آدم مهمی هستم و شما قاعدتا باید در جریان روزهای هفتهء من باشید. هرچند چندان هم بدم نمی آید که آدم مهمی باشم. مثلا یک نفر بیاید و به گرمی حالم را بپرسد و بگوید من شما را می شناسم، و من با تعجب بگویم اما من شما را بجا نیاوردم، و او جواب دهد من از طرفداران وبلاگتان هستم، و من با لبخند بپرسم ممنونم از لطفتان، کدام وبلاگم؟، و پاسخ بشنوم تمامشان، همهء وبلاگهایتان! حالا با وجود تمام اختلاف نظری که من و شما با هم داریم مطمئنم که در یک چیز هم عقیده ایم و آن اینکه بنظر می رسد من در این لحظه دارم بطور مطلق چرت و پرت می گویم.

امروز سه شنبه است، کمی نزدیک ساعت 10 صبح. اما سه شنبهء من با سه شنبهء شما فرق می کند. سه شنبهء من، سه شنبه ای که دارم این چند خط را می نویسم، یک ماه زودتر از سه شنبهء شما، سه شنبه ای که این چند خط را می خوانید، اتفاق افتاده است. من حالا، حالای خودم را می گویم، بعد از دو روز تعطیلی 14 و 15 خرداد، صبح سه شنبه ای نشسته ام پشت میزم و بدون هیچ هدف مشخصی مشغول تایپ کردن این چند خط هستم. و در نهایت برای انتشار این پست در تنظیمات وردپرس تاریخ و ساعت را یک ماه می برم جلو. یعنی شما حالا، حالای خودتان را می گویم، این نوشته را امروز که 13 تیر است خواهید خواند. روزی که من نیستم. روزی که سفر یک هفته ای من آغاز شده است. روزی که قرار است پروسهء استراحت و انرژی گرفتن یک هفته ای من شروع شود، تا پس از بازگشتم خیلی چیزهای بد تمام و خیلی چیزهای خوب شروع شوند، تا شاید یک چیزهایی از من، یک چیزهای در من عوض شوند. این را من دارم در حالای خودم می گویم که یک ماه با حالای شما فاصله دارد. شاید اینکه آدم شروع چیزهای خوب و پایان چیزهای بد را به یک ماه بعد موکول کند چندان حرکت خردمندانه ای نباشد، اما اینکه آدم برای شروع چیزهای خوب و پایان چیزهای بد حداقل به یک هفته سفر پر از موسیقی و تنبلی و مستی نیاز داشته باشد به گمانم اجتناب ناپذیر است.

از حالا، حالای خودتان را می گویم، به مدت یک هفته نیستم. منظورم این است که بارها شده که باشم اما ننویسم، یا شده که نباشم و شما هم نباشید (مسافرت های نوروزی را می گویم). اما حالا اصلا نیستم که بنویسم. می دانم انتظار زیادی ست،‌ اما لطفا دلتان برایم تنگ شود. لطفا به رویم بیاورید که دلتان برایم تنگ می شود!!

32 پاسخ به “این حالا نه، آن حالا

  1. سمیرا ژوئیه 3, 2012 در 10:31 ق.ظ.

    یعنی یه تصویری ازت اومد توی ذهنم حین خوندن این پستت! کلی با ذوق خندیدم :)) یه پسر بچه ی شیطون رو در نظر بگیر که مغرورهم هست زورگوی زیاد هم هست! بعد خواهشش رو در قالب دستور میگه :)) » لطفا دلتان برایم تنگ شود. لطفا به رویم بیاورید که دلتان برایم تنگ می شود!! » خوش که بگذرونی دیگه برات مهم نیست که کی دلش برات تنگ میشه کی نمیشه🙂 امیدوارم بعد برگشتنت خیلی چیزهای بد تمام و خیلی چیزهای خوب شروع شوند …

  2. شورا ژوئیه 3, 2012 در 11:39 ق.ظ.

    و دلتنگيييييي … بعد عمري ما تونستيم اين بلاگو نه از طريق جي ميل بلکه در قالب اصليش ببينيم … و تنگييييييييي :*

  3. Amir Emad ژوئیه 3, 2012 در 12:10 ب.ظ.

    واقعا تنگ میشه . خوش بگذره

  4. Layla ژوئیه 3, 2012 در 1:05 ب.ظ.

    دل‌م برات قد دل یه گنجشک میشه! خودتم میدونی!خیلی جدی و واقعی!
    و اینکه به قول خودت، همچین خلاقیت و شیرین‌نویسی رو باید حسابی بغل کرد و بوسید…لعنتی ; )
    سفرت بی‌خطرو دوست داشتنی : )

  5. شال گردن ژوئیه 4, 2012 در 4:04 ق.ظ.

    دل من هم برات تنگ می شه🙂

  6. قلـــــم رو ژوئیه 4, 2012 در 3:51 ب.ظ.

    هي پسر؛معلوم است كه دلمان برايت تنگ ميشود.ولي نه به اين خاطر كه آدم مهمي هستي.به خاطر خوب بودنت دلمان برايت تنگ ميشود. خيلي خوش باشي: )

  7. Hadi ژوئیه 5, 2012 در 4:08 ب.ظ.

    این که چیز واضحیست که من حتمن تنگ میشه دلم (: ولی عمرن اگه میشد با یه نرم افزار میزان سر زدن به وبلاگات رو با سیستم من معلوم کرد ، اونوخ به وضوح میدی که چقدر … (:
    ولی ای کاش تو این خوشی هایی که حتمن بهت میگذره ، مقداری جای ماها رو هم خالی میکردی…. (:

    • سراب ساز سودا ستیز ژوئیه 10, 2012 در 3:47 ب.ظ.

      من هر سال جای کل مردم ایران رو خالی میکنم! وقتی واستادم اونجا و دارم توی کنسرت عربده میزنم و بهترین لحظه دنیا رو تجربه میکنم، اون ته و آخرش یه غم میاد که چرا من اینو نمیتونم تو کشور خودم با مردم خودم تجربه کنم؟ جای همه خالی بود هادی

  8. monaliza ژوئیه 6, 2012 در 10:05 ق.ظ.

    من باهات هم نظر بودم که چرت و پرت می نوشتی یکماه پیش.
    امیدوارم سفرت هتلی نباشه.آخه به صوبونه رسیدنش ضد حاله.
    دیگه که ببخشید که کامنتم مثل مال ه بقیه ابرازه دلتنگی نداره.از دلتنگی سر شدم.حسش نمی آد کلا.

    • سراب ساز سودا ستیز ژوئیه 10, 2012 در 3:49 ب.ظ.

      نه صبحونه هتلی نداشتم. نیت و قصد سفرم هم یه فستیوال سه روزه بود. ابراز دلتنگی و محبت و دوستی و حالا هر چیزی هم آخرین، نه!، یکی بعد از آخرین انتظاری هست که ممکنه من از تو داشته باشم

      • monaliza ژوئیه 11, 2012 در 8:08 ق.ظ.

        ای نفرین به اون همه محبتی که من نثار تو کردم.نمک نداره این دست،تف به اون دوستی که سال ها من با تو دارم:(((((
        به خدای احد و واحد من خیلی مهربونم سراب جان.گلم.عزیزه دلم.:)))))

      • سراب ساز سودا ستیز ژوئیه 11, 2012 در 2:09 ب.ظ.

        من که نمک و محبت و لطف و صفا یادم نمیاد! اینا رو کی صرف کردی که من ندیدم؟
        پ.ن: با توجه به کامنتی که گذاشتی بنظر میاد تو بیشتر از یک ماه پیش من چرت و پرت میگی انگار(:

  9. nasrin ژوئیه 7, 2012 در 12:48 ق.ظ.

    و دلتنگ شدن برای تو چه آسان رقم می خورد … واژه ها دلتنگ تواند زود برگرد

  10. Amir ژوئیه 7, 2012 در 6:03 ب.ظ.

    بردیا اینترنت همه جای دنیا هست! …. آیا می شود دل کسی برای کسی تنگ شود؟؟!!
    باش انجا هم باش!

    • سراب ساز سودا ستیز ژوئیه 10, 2012 در 3:52 ب.ظ.

      بله که اینترنت همه جای دنیاس… اما اگه قرار باشه سفر هم بریم و باز بیایم اینترنت که آخه یعنی چی آخه؟ … عمدا برنامه این بود که تنها استفاده م از اینترنت در سفر وایبر و اینستاگرام باشه و نه هیچ چیز دیگه

  11. mandalacircle ژوئیه 9, 2012 در 10:36 ق.ظ.

    خب دلمان تنگ شد دیگر برگردید.

  12. nasrin ژوئیه 10, 2012 در 10:52 ق.ظ.

    هر کجا هستی باش آسمانت آبی / و تمام دلت از غصه ی دنیا خالی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: