سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

در جریان زندگی به سبک خودت شنا کن

همیشه ترسیده ام که یک وقت یک روزی نیاید که برسم به جایی که نتوانم چهار خط بخوانم و بنویسم، جلوی یک فیلم خوابم ببرد، موسیقی برایم شلوغ یا کسل کننده باشد، بلند خندیدن جلف شود، پیاده قدم زدن بیهوده و کافه نشینی حیف پول.

همیشه ترسیده ام که یک وقت یک روزی نیاید که «نمی آیم»، «خسته ام»، «نمی توانم»، «خوابم می آید»، «حوصله ندارم»، «صبح باید بروم سر کار»، تنها پاسخم به جریان و گردش زندگی باشد.

همیشه ترسیده ام که یک وقت یک روزی نیاید که تبدیل شوم به یک مهندس کت و شلواری، که سامسونت دستش می گیرد، که در مترو سرش خم می شود روی روزنامهء اقتصادی اش و خوابش می برد، که وقتی به خانه می رسد چیزی می خورد و جلوی اخبار ساعت 9 خوابش می برد، که تا می آید زندگی کند و بفهمم هنوز هم زنده است خوابش می برد. همیشه ترسیده ام یک وقت یک روزی نیاید که فقط خسته باشم.

بگذار زندگی دیکته اش را بگوید. من می خواهم نقاشی بکشم!

 

 

 

8 پاسخ به “در جریان زندگی به سبک خودت شنا کن

  1. Saharshid اوت 21, 2012 در 3:16 ب.ظ.

    Che tarife daghighi az ma kardid, afsous!!

  2. Hadi اوت 21, 2012 در 4:15 ب.ظ.

    یهو بدجور دلم گرفت … ! نه که ایجور شده باشم .. نه .
    چون کلا از اولم از این جور شغل ها بدم میومده ! و دنبال یه شغل » غیر » کسل کننده بودم … و تقریبا پیداش کردم … !
    حالا این به کنار … سعی کردم اینایی که میگی واسم اتفاق نیوفته … ولی بدجور یهو ترس افتاد تو دلم … ): همیشه این فانتزیم بوده که کاش لاقل یه بار مثل بازی ها » سیو » داشتم … که بعدش کلی غلط اضافه بکنم … ! و به هیچ جام نباشه .. !
    کاشکی …. و کاشکی این ترسم بی مورد باشه .
    انقدر عالی بود نوشتت که … ):

  3. Mute Vision اوت 21, 2012 در 7:08 ب.ظ.

    این از اون دست میدون های نبرده که وا بدی به سرعت بلعیدتت …وحشتناکه!

  4. Mas0ud اوت 22, 2012 در 3:54 ق.ظ.

    نترسیم!
    ترسیدن از آینده نامعلوم نشون میده که «اکنون» اونقدرها جذاب نبوده که بتونه همه توجه مون رو به خودش جلب کنه؛ و مقداری از توجه مون به هرز رفته و صرف ترسیدن از یه احتمال شده.

    جمله آخری، ارزش یه پست جداگونه رو داشت. خیلی هم داشت.

  5. سمیرا اوت 23, 2012 در 10:27 ق.ظ.

    منم میترسم … از اینکه اینطور که توصیف کردی تکراری بشم و روزمرگی کنم😦 من میمیرم اگه اینجوری بشم … میپوسم بدون هیجان و کافه و بلند خندیدن جلفو موسیقی شاد حتی😦

  6. monaliza اوت 25, 2012 در 10:32 ق.ظ.

    همه اونایی که ارشد قبول نشده بودن توو ذخیره های آزاد رفتن دانشگاه.یکی که می خواست به روش ه خودش شنا کنه قبولی ه ارشد رو بی خیال شد دریاشو عوض کرد.از کپی بودن خسته ام.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: