سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

مثل دزدی که آدم را لخت می‌کند اما پول تاکسی را باقی می‌گذارد

اینکه می‌گویند با ارزش‌ترین چیزی که هر کس ممکن است داشته باشد سلامتی‌ست، نه تعارف با پروردگار است و نه تواضع و فروتنی برای کم اهمیت نشان دادن ثروت و قدرت و موقعیت. در خلق و خوی ما هم این چنین رقم خورده که تازه وقتی دهانمان سرویس می‌شود یادمان می‌افتد که خدا را شکر کنیم که چقدر خوب که دهانمان بیشتر از این سرویس نشده، و این تلاش مذبوحانه‌ای‌ست برای گول زدن خودمان که دلمان می‌خواهد حتی در شرایط بدبختی هم بتوانیم کمی احساس خوشبختی داشته باشیم. نتیجه آنکه خداوندا سپاسگذارم که شکمم فقط 20 سانت پاره شده و به جایش از وسط به دو نیم نشده‌ام. ممنونم که کمرم تا شده و 5 متر راه رفتن برایم5 دقیقه طول می‌کشد و به جایش قطع نخاع نشده‌ام. متشکرم که فقط دست راستم نیمه جان شده اما دست چپم هنوز کار می‌کند. شاکرم که فعلا خندیدن برایم غیر ممکن شده اما هنوز می‌توانم حرف بزنم. دستت درد نکند که 10 روز است افتاده‌ام کنج اتاقم و نه گوشه‌ی مرده‌شورخانه.

خداوندا، سپاسگذار و ممنون و متشکر و شاکرم، برای هر آنچه داده‌ای و هنوز وقت نکرده‌ای با بی‌رحمی و سنگدلی پس بگیری، که همیشه شرایط می‌تواند بدتر باشد اما فقط بد است، که این خودش خوب است، که اگر بدتر هم شود باز هم از بدترین بهتر است و اگر در نهایت بدترین باشد… آن هم حتما به یک دلیلی که فقط خودت می‌فهمی مناسب و از یک چیزی خوشگل‌تر است.

13 پاسخ به “مثل دزدی که آدم را لخت می‌کند اما پول تاکسی را باقی می‌گذارد

  1. قلـــــم رو اوت 14, 2013 در 11:32 ب.ظ.

    تصادف؟😦
    داشتم فكر ميكردم يك بلاگر اگر در زندگي اش فقط يك بلاگر موفق بوده باشد و به طور واقعي تنها باشد و هيچ دوستي هم آن بيرون نداشته باشد كه بلاگش را بخواند و از خيلي چيزها خبر داشته باشد، اگر بميرد، خيلي زشت ميشود دنيا … زشت تر از وقتي كه يك آدم مشهور ميميرد!

    • سراب ساز سودا ستیز اوت 14, 2013 در 11:44 ب.ظ.

      من هیچوقت خودم رو یه بلاگر موفق حساب نکردم. بعضی وقتها در مواقع خیلی محدودی شده که احساس کنم بلاگر خوبی هستم، اما موفق، هرگز. اما حرفی که میزنه بصورت کلی وحشتناکه! اینکه تو فکر کنی طرف رفته دنبال کار و زندگی و دیگه فرصت آپدیت کردن وبلاگش رو نداره، اما طرف زیر خاک خوابیده! وحشتناکه

  2. Mas0ud اوت 15, 2013 در 1:32 ق.ظ.

    نق زدن روزگار آدمو از هر آنچه که هست، سیاهترجلوه میده.
    اگه با وعده و وعید کسی به اینجا دعوت شده اید که بدقولی کرده، دهنش رو سرویس کنید، ولی حواستون باشه که در حال سرویس کردن دهن خودتون هستید، نه دیگری.
    اگه با زندگی توریست وار برخورد بشه، نه طلبکار، خیلی اساسی تر میشه باهاش حال کرد؛ حتی اگه اژدهای کومودوری گازمون گرفته باشه و زنده زنده در حال هضم شدن باشیم.
    زندگی ارزش یه بار(نه بیشتر!) دیدن رو داره؛ به فرم سوسکی توی مستراح هم؛ که یه لنگه دمپایی حضور سه بعدیش رو دو بعدی میکنه.

    • سراب ساز سودا ستیز اوت 16, 2013 در 12:48 ب.ظ.

      غر و نق زدن و ناله کردن یکی از سوپاپهای اطمینان برای جلوگیری از انفجار بر اثر فشارهای تحمیلیه. وقتی در راستای انجام آزمایشات برای سر در آوردن از یک بیماری متوجه میشی که یه بیماری دیگه داری و باید عمل کنی و وقتی عمل کردی و افتادی توی بستر یهو خیلی بی خود و بی جهت یه بیماری سوم میاد سر وقتت اینجاس که اگه همون غر و ناله رو هم سر ندی غمباد میگیری.

      • Mas0ud اوت 16, 2013 در 4:48 ب.ظ.

        این ظاهر قضیه هست.
        نق زدن هیچ سوپاپی رو باز نمیکنه (سوپاپی وجود نداره، اگر هم داشته باشه، یکطرفه ست، فقط ورودیه!)؛ اما مخزن تحمل پذیری رو منبسط تر میکنه و باعث تسکین موقت میشه. تا اینجاش، خیلی هم خوب، ایرادش چیه؟
        ایرادش اینه که مخزن منبسط میمونه و دیگه به حالت قبل برنمیگرده؛ و اینجاست که زندگی موفق میشه به فضای بیشتری برای انباشتن وجهه نکبتباراش دست پیدا کنه، و بی محابا ازش استفاده میکنه؛ درست مثل جاری شدن آب به سمت گودال. به همین ساده گی! به همین معصومی!
        اگه بتونیم از میزان انبساط «قلک نکبت»مون بکاهیم، نکبت جای کمتری برای انباشتگی در ما پیدا میکنه و جریانش رو بسمت گودالی که در وجود ما پیدا نکرده ادامه میده و از ما میگذره. اونوقته که قسردر رفتیم.
        راه آسون ترش(که اصلا راه نیست)، وا دادنه؛ مازوخیست شدنه؛ از نالیدن لذت بردنه؛ که یه نمونه بارزش، حجم عظیمی ازادبیات این مرز پرگوهره.

        با امید به بهبودی هر چه سریعترتون. آمین!

      • سراب ساز سودا ستیز اوت 17, 2013 در 1:11 ب.ظ.

        حرف حساب جواب نداره، احسنت داره… احسنت

  3. amin8448 اوت 15, 2013 در 9:04 ب.ظ.

    الان باید بگم کتف چپم در رفته ، بعدش شانس آوردم که نشکسته ، بعدش فقط یه هفته ست که کنجه اتاقم و سه روزم بیشتر بیمارستان نبودم برایه جراحی کردنش .
    دیگه نمی تونم ورزشم رو ادامه بدم و باید مثله یه آدمه معمولی بقیه زندگی مو ادامه بدم .
    دیگه دلم برات بگه که کلا دو ماه طول میکشه پروسه ی بهبودیش ، بعد از اینکه خوب شد باید همش مراقبش باشم
    دیگه کتفم هم مثله اولش نمی شه می گن زرتی دوباره ممکنه در بره ، خدا رو شکر هنوز یه دست دارم می تونم باهاش کارامو مثله تایپ کردن انجام بدم

    ولی این یکی ر. خیلی جدی می گم
    خدا رو شکر که دوستایه خیلی خوبی دارم ، دردش به خاطره اونا تقریبا از بین رفته همشون شرمندم کردن خدا رو شکر

    • Mas0ud اوت 15, 2013 در 10:41 ب.ظ.

      بالاخره «نادین شا» کوبوندت به صخره؟! (:

      • amin8448 سپتامبر 1, 2013 در 12:16 ق.ظ.

        نادین شاه خرابم کرد
        الان تو تایتانیک رو تصور کن که با اون عظمت از وسط نصف شده
        در این حد بود صانحه

    • سراب ساز سودا ستیز اوت 16, 2013 در 12:49 ب.ظ.

      دیدی که، هر کی فکر میکنه شرایط خودش بدتره، تو هم کتفت در رفته میخواستی اینقدر ورجه وورجه نکنی! من نشسته بودم نون و ماستم رو میخوردم خیلی یهویی و بدون اینکه کاری کرده باشم این بلاها سرم اومد. برو کنار اصن! اینجا جای غر زدن منه! تو برو اونطرفتر (:

      • amin8448 سپتامبر 1, 2013 در 12:30 ق.ظ.

        من کنار می کشم، چشم
        شما صاحب اختیاری
        آره میشد بشینم یه گوشه نون و ماست بخورم
        ولی آیا این اون چیزیه که من از زندگیم می خوام ؟؟ آیا بعدا از اینکه کارایی که دوست داشتمو نکردم حسرت نمی خورم ؟؟ کلمه ی regret خیلی مناسبه
        من فقط اونا رو گفتم متنتو کامل کرده باشم
        فقط در جهت ادامه دادنه متنت بود (:
        مخلص

  4. limpidspring اوت 19, 2013 در 11:56 ب.ظ.

    من هیچ وقت بلد نبودم دل داری بدم
    فکر نکنم هیچ وقت هم یاد بگیرم
    چون همیشه اولین برخوردم در برابر یه اتفاق ناخوشایند برای دیگران و خودم، سکوته.

    فقط بگم:
    غیبت کبری تون کاملا محسوس بود …

  5. خواننده مارس 13, 2014 در 12:52 ق.ظ.

    مدت زیادی خواننده خاموشت بودم
    کتاب -شفای زندگی اثر لوییز هی رو- اگه دوست داشتی بخون
    اگه دوست داشتی
    لطفا دوست داشته باش

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: