سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

جایی همین نزدیکی: آرایشگاه مردانه

پسر جوان با موهای بلند و ته‌ریش نامرتب نشسته است سمت راست من، خیره شده به دستان آرایشگر سمت راستی که با قیچی و شانه روی سر جوان سیه چرده‌ای خیمه زده است و هر از گاهی نگاهش را بر می‌گرداند و چشم می‌دوزد به صفحه‌ی تلویزیون که ماجرای مجلس را پخش می‌کند و بعد دوباره برمی‌گردد و نگاه می‌کند به پشت کله‌ی همان جوان که بنظر هم و سن سال هستند و زل می‌زند به دستان همان آرایشگر. من اما ولو شده‌ام روی صندلی. درد دارم. آنقدر ژولیده و نامرتب‌ام که حالِ خودم را بهم می‌زنم. امروز هم برای پیدا کردن نزدیکترین آرایشگاه مردانه بیش از حد توانم راه رفته‌ام. این روزها با اینکه حال و روزم بهتر است اما راه رفتن برایم مانند خندیدن، ممکن اما بسیار طاقت فرساست.  سمت چپ من پسری منتظر نشسته است تا کار سشوار کشیدن موهای دوستش زیر دست آرایشگر وسطی تمام شود. آرایشگر سمت چپی هم دارد موهای دور گوشهای جوانی را ماشین می‌کند که می‌خواهد تاج نامیزان خروسش واضحتر و پررنگتر شود. آرایشگر سمت راستی چند بار بر می‌گردد و به جوانی که سمت راست من نشسته نگاه می‌کند و جوان سرش را به نشانه‌ی تایید تکان می‌دهد.

آرایشگر وسطی از پسر می‌پرسد «راستی پیداش کردی؟» پسر توضیح می‌دهد که چندین مغازه از جمله فروشگاه علی دایی را زیر و رو کرده و آخر سر در فلان جا توانسته اوریجینالش را 150 هزار تومان بخرد. بعد هر دو شروع می‌کنند چند دقیقه از راههای تشخیص جنس اصل از تقلبی، محلهای تهیه و قیمتهای موجود در بازار، آنهم کاملا تخصصی و حرفه‌ای و ظاهراً مهم و حیاتی صحبت می‌کنند. در نهایت معلوم می‌شود که موضوع بحث تی‌شرتهای ورزشی باشگاه رئال مادرید است. آرایشگر سمت چپی هر چند دقیقه از پسر تاج خروسی می‌پرسد «خوبه؟» او هم سرش را به دو طرف می‌چرخاند و می‌گوید «یه کم بیشتر». 20 دقیقه گذشته و هنوز آرایشگر وسطی با سشوار و برس با موهای پسر عشق بازی می‌کند. جوانی که سمت راست من نشسته از جایش بلند می‌شود و می‌رود جلوتر و به سر جوانی که نشسته است روی صندلی و زیر دست آرایشگر سمت راست و یک کلام هم حرف نمی‌زند نگاه می‌کند و خیلی جدی می‌گوید: «خوبه»

آرایشگر سمت چپی فقط دسته‌ای از موهای پخش و پلا را در مرکز سر پسر جوان باقی گذاشته است. پسر تاج خروسی در نهایت رضایت می‌دهد و می‌رود. مشتری بعدی می‌آید و می‌رود زیر دست آرایشگر سمت چپی. به زور سن و سالش به 18 می‌رسد. اولین حرفی که می‌زند «این طرفا سولار سراغ داری برای فردا؟ جمعه شب عروسی دعوتم» آرایشگر سمت چپی می‌گوید یک استخر سرباز می‌شناسد سمت میدان هفت تیر. آدرس رد و بدل می‌کنند تا پسرک بتواند برای عروسی فردا خودش را خوشگل کند. آرایشگر سمت راستی جوان سمت راستی را صدا می‌کند، او هم می‌آید چند دور می‌چرخد و کله‌ی جوان سیه چرده را برانداز می‌کند، دست می‌کند توی جیبش و چند اسکناس به آرایشگر سمت راستی می‌دهد و خطاب به جوان می‌گوید «من میرم ماشین رو بیارم. دیر نکنی» اگر آن جوان در جواب نمی‌گفت «ماشین رو کجا پارک کردی؟» و کمی بعد از جایش بلند نمی‌شد، شک می‌کردم که یا عقب مانده است، یا فلج و یا به هردلیلی از کار افتاده. آرایشگر وسطی 10 دقیقه پیش سشوار را بیخیال شده و مشغول ژل مالی کردن موهای پسر است. آرایشگر سمت چپی و پسر همچنان در حال بحث بر سر آفتاب گرفتن و سولاریوم هستند. من هم آن وسط درد فراموشم شده و یادم رفته برای چه آنجا هستم و کاملا رفته‌ام در بحر آقایانی که هیچکدامشان را نمی‌فهمم.

6 پاسخ به “جایی همین نزدیکی: آرایشگاه مردانه

  1. Mission Blue اوت 19, 2013 در 11:41 ب.ظ.

    تمام آرایشگاه ها محل دیدن کسانی هستند که هیچ کدامشان رانمی فهمی.
    مردانه/زنانه هم ندارد…

  2. Mas0ud اوت 20, 2013 در 12:28 ق.ظ.

    صحنه پردازی نئورئالیستی خیلی خوبی ارائه دادین.
    کیف کردم.

  3. Mute Vision اوت 20, 2013 در 2:29 ق.ظ.

    نسل امثال ماها داره محو میشه رفیق..چند وقت دیگه این رو متوجه میشیم.

  4. قلـــم رو اوت 20, 2013 در 7:09 ب.ظ.

    اتفاقن اينكه آدم يك وقت هايي دردهايش را فراموش كند، آن هم، پيش آدم هايي كه قرار نيست هيچوقت قصدِ فهميدنشان را داشته باشد، خيلي بهتر و شادي آورتر است از اينكه آدم دردهايش را فراموش كند پيش ِ آدم هايي كه قابل فهمند …

  5. fanoos اوت 22, 2013 در 9:32 ب.ظ.

    چه خوب که مثل گذشته فاصله ی بین نوشتن پست هاتون کم شده…
    امیدوارم این ناخوشی شما که هرازگاهی در نوشته هاتون به اون اشاره می کنید چیز جدی نباشه وبه زودی بهبود کامل حاصل بشه.

  6. رویا اوت 24, 2013 در 1:10 ب.ظ.

    میخواستی آرایشگاه پولدارا نری
    واللا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: