سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

همینطور است که اینطور می‌شود

می‌گوید: خوشی و شادی و خوشحالی را چرا نمی‌نویسی؟
می‌گویم: خوشی و شادی و خوشحالی را نباید نوشت، باید زندگی کرد.
می‌گوید: پس از چه چیزی می‌نویسی؟
می‌گویم: از غم، برای خالی شدن، فراموش کردن، شاید کمی آرام شدن.
می‌گوید: حالا که مدتهاست ننوشته‌ای یعنی خوش و شاد و خوشحال بوده‌ای؟
می‌گویم: به بهانه‌ی خالی شدن، فراموش کردن و شاید کمی آرام شدن، هرچیزی را نباید نوشت، هرچیزی را نباید ثبت کرد.
می‌گوید: آهان، که اینطور.
می‌گویم: بله، همینطور.

2 پاسخ به “همینطور است که اینطور می‌شود

  1. ارژنگ تورانی آوریل 8, 2014 در 11:22 ق.ظ.

    سلام وتبریک سال نو نگاهتان به زندگی ستودنی ست به پاس دغدغه های داستانیت دعوتید به خوانش چه کسی دوچرخه را می راند؟ من تو یا او ؟!

  2. Na S Rin Znt آوریل 8, 2014 در 8:25 ب.ظ.

    تو می نویسی من سبک می شم …جلل الخالق🙂
    مرسی که بازم هستی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: