سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

فرار از تاریکی، به جای تاریکتر

بهتر است اینطوری بگویم: فیلمهای ترسناک را دیده‌اید؟ یک دختر ناز و گوگولی معلوم نیست به چه دلیلی و با چه توجیهی نصفه شبی، در تاریکی و خلوتی، دارد به تنهایی به سمت خانه‌ش قدم می‌زند. این خیلی احمقانه است. اصلاً به چه علتی یک دختر ناز و گوگولی باید نصفه شبی، در تاریکی و خلوتی، به تنهایی به سمت خانه‌ش قدم بزند؟ چرا نویسنده اصرار دارد که این مساله از نظر من طبیعی و باورپذیر باشد؟ کدام دختر ناز و گوگولی، نه، اصلاً یک دختر زشت و کج و کوله، نه، اصلاً هر آدم دیگری در تاریکی و خلوتی یک مسیر طولانی را به سمت خانه‌ش با خیال راحت قدم می‌زند؟ یک صدایی از یک جایی می‌شوند، اولش کمی شک می‌کند، اما مثل احمقها به روی خودش نمی‌آورد، دوباره که صدا را می‌شوند مثل احمقترها صاف می‌رود به سمت منبع صدا، انگار که اگر نداند صدا از کجا درآومده جانش بالا می‌آید. یک دفعه یک موجود سیاه پوش چاقو بدست به سمت می‌آید. او اول جیغ می‌زند، بعد فرار می‌کند، نه به سمت جمعیت و نور، بلکه کاملاً برعکس به سمت یک کوچه‌ی خلوت‌تر، یک بن‌بست تاریک‌تر، یک ساختمان متروک، یک تونل بی سر و ته، خلاصه یک جایی که در حالت طبیعی هم کسی آنجا نیست، می‌دود و شک نکنید حتماً حداقل یک بار زمین می‌خورد تا اگر آن موجود سیاه پوش چاقو بدست خدای نکرده عقب مانده بود، به او برسد! یعنی همه چیز آنقدر مسخره و احمقانه و بامزه دست به دست هم می‌دهند تا حتما این دختر ناز و گوگولی، یا زشت و کج و کوله، یا هر آدم دیگری به فجیع‌ترین شکل ممکن به قتل برسد.

این را گفتم که بگویم در حال حاضر زندگی من هم دقیقاً حکم همین فیلم ترسناک احمقانه را دارد: معلوم نیست به چه دلیلی خودم را در شرایط و موقعیتی قرار دادم که هیچ آدم عاقلی این کار را نمی‌کند. بعد که نشانه‌ای دیدم، به روی خودم نیاوردم و دقتی دوباره آن نشانه سر و کله‌ش پیدا شد صاف رفتم سراغش تا ببینم ماجرا از چه قرار است. و اینجا بود که وحشیانه و افسارگسیخته افتاد دنبالم و من به جای اینکه مسیر منتهی به روشنی را انتخاب کنیم، پیچیدم در یک کوچه‌ی بن بست تاریک‌تر، زمین هم خوردم، تا به من رسید و حالا من دراز کشیده‌ام اینجا و او با خشم ایستاده بالای سر من و احتمالاً بازتاب تصویر خودم در چاقویش آخرین چیزی‌ست که می‌بینم.

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: