سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

آب دهان به روی من تف می‌اندازد

وقتی که برای پیاده‌روی شبانه می‌روم، همیشه هدفون روی گوشهایم است. رویکرد موسیقی گوش کردن من یک چیز متفاوتی نسبت به آدمهای دیگر است و آن هم اینکه چندان میانه‌ای با شافل ندارم. ترک اول از یک آلبوم را پلی می‌کنم و تا ترک آخر همراهش می‌شوم. نمی‌گذارم که مود و حس و حالم با عوض شدن ژانر و آرتیست به کل بهم بریزد. اجازه می‌دهم که آرتیست حرفش را کامل بزند و به بخشی از آن اکتفا نمی‌کنم. همیشه هم قبل از آنکه آلبومی را گوش کرده باشم یا روی آیپاد بریزم، لیریکس آهنگها را به آن اضافه می‌کنم، شاید یک حال و هوایی داشته باشم که بخواهم از روی متن با او هم آواز شوم و متن را زمزمه کنم، یا حتی حرفهاش را دقیقتر و بهتر بفهمم. حس و حال من همیشه با نظم و انسجام یک آلبوم همراه بوده و با غافلگیری و بهم ریختگی شافل سازگار نبوده است. اما پیاده‌روی شبانه حکایت دیگری دارد این شاید تنها زمانی باشد که اجازه می‌دهم پلی‌لیست آهنگهای پنج ستاره به صورت شافل در گوشم زمزمه کند.

دیشب اما بطور کاملاً اتفاقی و بدون برنامه ریزی قبلی تصمیم می‌گیرم کل پیاده روی را تنها با یک آلبوم همراه شوم، از ترک اول تا ترک آخر. آلبومی که تازه منتشر شده و هنوز فرصت نکرده تا آن را گوش کنم: «عشق، دروغها و تراپی» از گروه هارد راک آمریکایی «سلایوا» (Saliva به معنی آب دهان). هدفون را روی گوشهایم می‌گذارم، اولین ترک را پلی می‌کنم و وارد جاده می‌شوم. فریاد می‌زند و می‌خواند:

«دوباره ذهنم را به بازی گرفته‎‌ای / دیگر نمی‌توانم تو را که تغییر کرده‌ای تحمل کنم / می‌توانی تصویر خودت را در آینه تحمل کنی، یا آنقدر کور شده‌ای که هیچ چیزی به جز خودت را نمی‌بینی؟ / حماقت من شرم‌آور است / همه چیز تقصیر توست / باید بروم، قبل از اینکه کنترلم را از دست بدهم»

خشمش را می‌فهمم. چیزهایی را به یاد می‎آورم. خاطراتی جلوی چشمم می‌آیند. حسهای مرده‌ای زنده می‌شوند. آهنگ بعدی پلی می‌شود:

«هر کاری که کرده‌ام، هرچیزی را که باخته‌ام، پشیمان نیستم، تمامش بخاطر تو بود / اما آیا تو هم می‌توانی چنین ادعایی داشته باشی؟ / … / بگو که تا کجا می‌خواهی پیش بروی / واقعاً ارزشش را دارد؟ / دیگر تو را حس نمی‌کنم / عجب عشق غم‌انگیزی»

دردش را می‌فهمم. چیزهایی را به یاد می‎آورم. خاطراتی جلوی چشمم می‌آیند. حسهای مرده‌ای زنده می‌شوند. آهنگ بعدی پلی می‌شود:

«وقتی که رفتی، وقتی که نبودی، تنها شدم، ترسیدم، روح شدم / وقتی کسی کنارم نیست، من با صداهای درون سرم حرف می‌زنم / روی تخت با شیاطین می‌خوابم، جایی که قبلآ تو بودی / نجاتم بده، نجاتم بده»

حسرتش را می‌فهمم. چیزهایی را به یاد می‎آورم. خاطراتی جلوی چشمم می‌آیند. حسهای مرده‌ای زنده می‌شوند. آهنگ بعدی پلی می‌شود:

«وزیدن باد را حس می‌کنم / و اینکه آسمان به سیاهی می‌رود / بسته شدن چشمانم را حس می‌کنم / دیگر راه برگشتی نیست / امواج به ساحل می‌خورند و رد پاها را پاک می‌کنند / و من در جایی ایستاده‌ام که یک زمانی دست تو را در دستانم گرفته بودم / نفسم را تو می‌دهم و خارج می‌کنم / این دلشکستگی می‌گذرد / در غم فرو می‌روم / خیلی زود غرق می‌شوم / چه کسی دستم را می‌گیرد وقتی که به زیر کشیده می‌شوم؟»

درماندگی‌اش را می‌فهمم. چیزهایی را به یاد می‎آورم. خاطراتی جلوی چشمم می‌آیند. حسهای مرده‌ای زنده می‌شوند. آهنگ بعدی پلی می‌شود:

«باید نفس بکشم، باید فکر کنم، در مورد زندگی‌ام و معنی آن / به یک ندا برای انتخاب کرده نیاز دارم / از چیزی که به آن تبدیل شده‌ام خسته‌ام / در دنیا احساس حماقت می‌کنم / چه بلایی سر من آمده؟ / واقعاً نابود شده‌ام؟ / با زندگی‌ای که انتخاب کرده‌ام می‌جنگم / باید راه حلی بیابم / باید قبل از اینکه طوفان تغییرم دهد راه حلی بیابم / هیچوقت دیر نیست / می‌آموزم که پرواز کنم / می‌آموزم که بالهای شکسته پرواز کنم»

امیدش را می‌فهمم. چیزهایی را باید به یاد بیاورم. خاطراتی باید جلوی چشمم بیایند. حسهای مرده‌ای باید دوباره زنده شوند. به فکر فرو می‌روم. آیپاد را از جیبم بیرون می‌آورم، وارد قسمت پلی‌لیستها می‌شوم، آهنگهای پنج ستاره، شافل، به پیاده‌روی ادامه می‌دهم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: