سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

چهار ساعت

از امروز فقط چهار ساعت باقی مانده است. چهار ساعت بعد می‌شود فردا. یعنی چهار ساعت بعد دیگر امروز نیست. امروز چهار ساعت دیگر تمام می‌شود و من را می‌سپارد به فردا و خودش برای همیشه گم می‌شود و محو می‌شود در دل تاریخ. فرق امروز با روزهای دیگر این است که امروز چیزهای دیگری را هم با خودش خواهد برد. چیزهایی که گم می‌شوند و محو می‌شوند در دل تاریخ. نه اینکه قرار باشد اتفاق خاصی بی‌افتد. نمی‌افتد. معلوم است که نمی‌افتد. فقط من در دل خودم، یک توافقی بین خودم و خودم، برای یک چیزی یک زمانی را مشخص کرده‌ام که چهار ساعت دیگر به پایان می‌رسد. برای یک چیزی که تا به امروز همراه من بوده، اما فردا دیگر اثری از آن نخواهد بود. در این چهار ساعت هم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. تمام می‌شود، فردا شروع می‌شود و زندگی همچنان جریان خواهد داشت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: