سراب ساز سودا ستیز

سراب می سازم و سودا می ستیزم

یک پست نامفهوم

من امروز یک چیزی را از دست دادم. یک چیزی را از دست دادم که البته برای من نبود. یک چیزی که قبلاً، پیش از این، خیلی وقت پیش، آن را از دست داده بودم. چیزی که حتی قبلاً، پیش از این، خیلی وقت پیش، هم برای من نبود. من امروز چیزی را برای دومین بار از دست داده‌ام که هیچوقت آن را نداشته‌ام. چیزی که نزدیک اما بی‌موقع بود، عمیق اما کوچک بود، قهرمان اما شکستنی بود. چیزی که طعم شاتوت داشت اما بوی انبه می‌داد. چیزی که هیچوقت برای من نبود، اما یک گوشه‌ای از دلم، یک کنجی از فکر و خیالم را برای همیشه با خود برد. چیزی که هیچوقت نداشتمش تبدیل به یک حسرت جاودانه شد.

پ.ن: این پست نامفهوم، پانصدمین پست این وبلاگ است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: